chromatizing

[ایالات متحده]/krəʊˈmæt.aɪ.zaɪŋ/
[بریتانیا]/kroʊˈmæt.ɪˌzaɪŋ/

ترجمه

n. درمان پاسیو شدن کرومات

عبارات و ترکیب‌ها

chromatizing process

فرآیند کروماتاسیون

chromatizing technique

تکنیک کروماتاسیون

chromatizing agent

عامل کروماتاسیون

chromatizing method

روش کروماتاسیون

chromatizing solution

محلول کروماتاسیون

chromatizing sample

نمونه کروماتاسیون

chromatizing analysis

تجزیه و تحلیل کروماتاسیون

chromatizing equipment

تجهیزات کروماتاسیون

chromatizing procedure

روش رویه کروماتاسیون

chromatizing results

نتایج کروماتاسیون

جملات نمونه

the artist is known for chromatizing his paintings with vibrant colors.

هنرمند به خاطر رنگ آمیزی نقاشی هایش با رنگ های زنده شناخته شده است.

chromatizing the fabric can enhance its visual appeal.

رنگ آمیزی پارچه می تواند جذابیت بصری آن را افزایش دهد.

they are chromatizing the landscape to attract more visitors.

آنها منظره را برای جذب بازدیدکنندگان بیشتر در حال رنگ آمیزی هستند.

she enjoys chromatizing her sketches with different shades.

او از رنگ آمیزی طرح های خود با سایه های مختلف لذت می برد.

chromatizing the design will make it stand out.

رنگ آمیزی طرح باعث متمایز شدن آن می شود.

the process of chromatizing requires careful planning.

فرآیند رنگ آمیزی نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد.

he is an expert in chromatizing digital images.

او در رنگ آمیزی تصاویر دیجیتال متخصص است.

chromatizing can change the mood of a room.

رنگ آمیزی می تواند حال و هوای یک اتاق را تغییر دهد.

they are chromatizing the old photos to restore their beauty.

آنها عکس های قدیمی را برای بازگرداندن زیبایی آنها در حال رنگ آمیزی هستند.

chromatizing the walls can brighten up the entire space.

رنگ آمیزی دیوارها می تواند کل فضا را روشن کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید