chrysopids

[ایالات متحده]/ˈkrɪsəpɪd/
[بریتانیا]/ˈkrɪsəpɪd/

ترجمه

n. نوعی حشره که به خانواده Chrysopidae تعلق دارد

عبارات و ترکیب‌ها

chrysopid species

گونه‌های کریزوپید

chrysopid larvae

لاروهای کریزوپید

chrysopid family

خانواده کریزوپید

chrysopid behavior

رفتار کریزوپید

chrysopid insects

حشرات کریزوپید

chrysopid predators

دشمنان کریزوپید

chrysopid characteristics

ویژگی‌های کریزوپید

chrysopid population

جمعیت کریزوپید

chrysopid diversity

تنوع کریزوپید

chrysopid habitat

زیستگاه کریزوپید

جملات نمونه

the chrysopid is known for its beneficial role in agriculture.

خرزپید به خاطر نقش مفید آن در کشاورزی شناخته شده است.

researchers study chrysopids to understand their predatory behavior.

محققان خرزپیدها را برای درک رفتار شکارچیانه آنها مطالعه می‌کنند.

chrysopids are often used in biological pest control.

خرزپیدها اغلب در کنترل بیولوژیکی آفات استفاده می‌شوند.

the life cycle of a chrysopid includes several stages.

چرخه زندگی یک خرزیپید شامل چندین مرحله است.

farmers appreciate the presence of chrysopids in their fields.

کشاورزان از حضور خرزیپیدها در مزارع خود قدردانی می‌کنند.

chrysopids can help reduce aphid populations naturally.

خرزپیدها می‌توانند به کاهش طبیعی جمعیت آفت‌ها کمک کنند.

many gardeners encourage chrysopid populations for pest management.

بسیاری از باغداران برای مدیریت آفات، جمعیت خرزیپیدها را تشویق می‌کنند.

chrysopid larvae are voracious predators of soft-bodied insects.

لاروهای خرزیپید، شکارچیان حریص حشرات نرم‌بدن هستند.

understanding chrysopid behavior can improve pest control strategies.

درک رفتار خرزیپیدها می‌تواند استراتژی‌های کنترل آفات را بهبود بخشد.

chrysopids are often referred to as green lacewings.

خرزپیدها اغلب به عنوان حشرات بال‌سبز شناخته می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید