chuckhole

[ایالات متحده]/ˈtʃʌk.hoʊl/
[بریتانیا]/ˈtʃʌk.hoʊl/

ترجمه

n. یک حفره یا فرورفتگی در جاده
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

avoid chuckhole

اجتناب از چال

fill chuckhole

پر کردن چال

drive around chuckhole

دور از چال رانندگی کردن

report chuckhole

گزارش چال

see chuckhole

دیدن چال

fix chuckhole

تعمیر چال

identify chuckhole

تشخیص چال

mark chuckhole

علامت گذاری چال

avoid pothole chuckhole

اجتناب از چال و گودال

navigate chuckhole

عبور از چال

جملات نمونه

the car hit a chuckhole and got a flat tire.

ماشین به یک گودال برخورد کرد و پنچر شد.

watch out for that chuckhole on the road.

مراقب آن گودال در جاده باشید.

driving over a chuckhole can damage your vehicle.

رانندگی روی یک گودال می‌تواند به خودروی شما آسیب برساند.

he complained about the chuckholes in the city streets.

او در مورد گودال‌ها در خیابان‌های شهر شکایت کرد.

the city needs to repair the chuckholes before winter.

شهر باید گودال‌ها را قبل از زمستان تعمیر کند.

she swerved to avoid a chuckhole while driving.

او برای جلوگیری از برخورد با یک گودال در حین رانندگی، منحرف شد.

chuckholes can be hazardous for bicycles.

گودال‌ها می‌توانند برای دوچرخه‌سواری خطرناک باشند.

local residents are petitioning to fix the chuckholes.

ساکنان محلی برای رفع گودال‌ها دادخواست داده‌اند.

after the rain, the chuckholes became even more visible.

بعد از باران، گودال‌ها بیشتر نمایان شدند.

the chuckhole in front of my house is getting worse.

گودال جلوی خانه من بدتر می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید