chuffing

[ایالات متحده]/ˈtʃʌfɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtʃʌfɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احتراق متناوب سوخت موتور موشک

عبارات و ترکیب‌ها

chuffing loud

بسیار بلند

chuffing great

بسیار عالی

chuffing mad

بسیار عصبانی

chuffing fast

بسیار سریع

chuffing annoying

بسیار آزاردهنده

chuffing tired

بسیار خسته

chuffing cold

بسیار سرد

chuffing busy

بسیار شلوغ

chuffing brilliant

بسیار باهوش

chuffing ridiculous

بسیار مضحک

جملات نمونه

the train was chuffing down the tracks.

قطار با صدای بلند در حال حرکت در مسیر ریلی بود.

we could hear the chuffing of the steam engine.

ما می‌توانستیم صدای بخار موتور را بشنویم.

the old locomotive was chuffing with power.

قطار بخار قدیمی با قدرت در حال حرکت بود.

the sound of chuffing filled the air.

صدای بلند در هوا پیچید.

chuffing along the countryside was a delightful experience.

حرکت قطار در میان طبیعت یک تجربه لذت بخش بود.

the chuffing of the train reminded me of my childhood.

صدای قطار من را به دوران کودکی‌ام یاد کرد.

he was chuffing away happily on his bike.

او با خوشحالی با دوچرخه خود در حال حرکت بود.

the chuffing noise indicated the engine was working hard.

صدای بلند نشان می‌داد که موتور سخت کار می‌کند.

we watched the chuffing train disappear into the distance.

ما تماشاگر ناپدید شدن قطار در دوردست بودیم.

the children laughed at the chuffing sounds of the toy train.

بچه‌ها به صدای قطار اسباب‌بازی می‌خندیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید