chunkings

[ایالات متحده]/ˈtʃʌŋkɪŋz/
[بریتانیا]/ˈtʃʌŋkɪŋz/

ترجمه

n. گروه‌هایی از عناصر یا واحدها

عبارات و ترکیب‌ها

data chunkings

بخش‌بندی داده

file chunkings

بخش‌بندی فایل

memory chunkings

بخش‌بندی حافظه

task chunkings

بخش‌بندی وظایف

code chunkings

بخش‌بندی کد

process chunkings

بخش‌بندی فرآیند

image chunkings

بخش‌بندی تصویر

video chunkings

بخش‌بندی ویدیو

content chunkings

بخش‌بندی محتوا

input chunkings

بخش‌بندی ورودی

جملات نمونه

chunkings of data can improve processing speed.

قطعه‌بندی داده‌ها می‌تواند سرعت پردازش را بهبود بخشد.

we need to analyze the chunkings of the text.

ما باید قطعه‌بندی متن را تجزیه و تحلیل کنیم.

chunkings help in breaking down complex information.

قطعه‌بندی به شکستن اطلاعات پیچیده کمک می‌کند.

effective chunkings can enhance learning efficiency.

قطعه‌بندی مؤثر می‌تواند کارایی یادگیری را افزایش دهد.

chunkings are essential for natural language processing.

قطعه‌بندی برای پردازش زبان طبیعی ضروری است.

he used chunkings to simplify the presentation.

او از قطعه‌بندی برای ساده‌سازی ارائه استفاده کرد.

chunkings in programming can optimize performance.

قطعه‌بندی در برنامه‌نویسی می‌تواند عملکرد را بهینه‌سازی کند.

the teacher emphasized the importance of chunkings in reading.

معلم بر اهمیت قطعه‌بندی در خواندن تأکید کرد.

chunkings can make it easier to memorize information.

قطعه‌بندی می‌تواند به خاطر سپردن اطلاعات را آسان‌تر کند.

using chunkings can help you manage your time better.

استفاده از قطعه‌بندی می‌تواند به شما کمک کند زمان خود را بهتر مدیریت کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید