cinder

[ایالات متحده]/ˈsɪndə(r)/
[بریتانیا]/ˈsɪndər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بقایای زغال سنگ; خاکستر
vt. به پوشش زغال سنگ residue
vi. به پوشش یک جاده با زغال سنگ residue

عبارات و ترکیب‌ها

cinder inclusion

شامل خاکستر

جملات نمونه

Rake out the cinders before you start a new fire.

قبل از شروع آتش جدید خاکسترها را جمع آوری کنید.

a fireplace full of glowing red cinders

شومینه‌ای پر از خاکستر قرمز درخشان

A laborer takes a rest on a cinder dumpsite in Changzhi, China.

یک کارگر در یک محل دفن خاکستر در چانگژي، چین استراحت می‌کند.

This treating method can remove the sulfur and incerase the percent of iron and resolve the trouble that pyrite cinder is difficult to desulfurate.

این روش درمانی می‌تواند گوگرد را حذف کرده و درصد آهن را افزایش دهد و مشکل دشواری در حذف گوگرد از خاکستر پریت را حل کند.

This material is variously termed ash, clinker, cinders or slag.

این ماده به طور مختلف به عنوان خاکستر، سنگ گداز، خاکستر یا سرباره شناخته می‌شود.

The arsenolite cinders were treated by the processes of oxidizing roasting-pyrolusite pulp absorption,magnetizing roasting-magnetic separation and acid leaching.

خاکستر ارسنولیت با استفاده از فرآیندهای تفت‌و‌تحمیص اکسید کننده-جذب پالپ پیریت، تفت‌و‌تحمیص مغناطیسی-جداسازی مغناطیسی و لیشینگ اسیدی تصفیه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید