circumstantial evidence
دلایل محمول
circumstantial reasoning
استدلال موردی
circumstantial case
مورد مشکوک
the picture was so circumstantial that it began to be convincing.
تصویری بسیار محتمل بود که شروع به قانعکننده شدن کرد.
a circumstantial report about the debate.See Synonyms at detailed
گزارشی محتمل در مورد بحث. برای یافتن مترادفها به بخش جزئیات مراجعه کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید