circumvallated

[ایالات متحده]/ˌsɜː.kəmˈvæ.leɪ.tɪd/
[بریتانیا]/ˌsɜr.kəmˈvæ.leɪ.tɪd/

ترجمه

vt. دیوار کشیدن دور \nadj. محصور شده با دیوار

عبارات و ترکیب‌ها

circumvallated area

منطقه محصور

circumvallated fortress

قلعه محصور

circumvallated city

شهر محصور

circumvallated structure

ساختار محصور

circumvallated hill

تپه محصور

circumvallated site

محل محصور

circumvallated region

منطقه محصور

circumvallated landscape

مناظر طبیعی محصور

circumvallated boundary

مرز محصور

circumvallated settlement

محل سکونت محصور

جملات نمونه

the city was circumvallated by a series of fortifications.

شهر توسط مجموعه‌ای از استحکامات محاصره شده بود.

they circumvallated the enemy camp to prevent any escape.

آنها اردوگاه دشمن را محاصره کردند تا از فرار هر کسی جلوگیری کنند.

the circumvallated area provided a strategic advantage.

منطقه محاصره شده یک مزیت استراتژیک فراهم کرد.

ancient civilizations often circumvallated their cities for protection.

تمدن‌های باستانی اغلب شهرهای خود را برای محافظت محاصره می‌کردند.

during the siege, the troops circumvallated the fortress.

در طول محاصره، سربازان قلعه را محاصره کردند.

the circumvallated zone was crucial for their defense strategy.

منطقه محاصره شده برای استراتژی دفاعی آنها حیاتی بود.

he studied how cities were circumvallated in ancient times.

او مطالعه کرد که چگونه شهرها در زمان‌های قدیم محاصره می‌شدند.

they built walls to circumvallate the entire settlement.

آنها دیوارها را برای محاصره کل سکونتگاه ساختند.

the circumvallated landscape was a sight to behold.

منظره محاصره شده دیدنی بود.

in military tactics, circumvallated positions are often used.

در تاکتیک‌های نظامی، اغلب از مواضع محاصره شده استفاده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید