contained

[ایالات متحده]/kən'teɪnd/
[بریتانیا]/ˌsɛlfkən'tend/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در بر گرفتن یا شامل شدن در حجم یا ناحیه آن

جملات نمونه

a largely self-contained community

یک جامعه عمدتاً خودکفا

Smallpox can be contained by vaccination.

می‌توان آبله را با واکسیناسیون کنترل کرد.

a group of self-contained flats.

گروهی از آپارتمان‌های خودکفا

a self-contained settlement in the Arctic.

یک سکونتگاه خودکفا در قطب شمال

a self-contained retirement community; a self-contained dictionary.

یک جامعه بازنشستگی خودکفا؛ یک فرهنگ لغت خودکفا

Each legion contained between 3000 and 6000 soldiers.

هر لژیون بین 3000 تا 6000 سرباز داشت.

The shelf contained a pell-mell assortment of English novels.

قفسه حاوی مجموعه‌ای نامرتب از رمان‌های انگلیسی بود.

The flat is completely self-contained.

آپارتمان کاملاً خودکفا است.

the notes amplify information contained in the statement.

یادداشت‌ها اطلاعات موجود در اظهارات را تقویت می‌کنند.

their threats contained a measure of bluster.

تهدیدهای آنها شامل مقداری خودنمایی بود.

she contained the urge to crown him.

او میل به تاجگذاری او را کنترل کرد.

the atmosphere of that time contained virtually no free oxygen.

جو آن زمان تقریباً هیچ اکسیژن آزاد نداشت.

a speech that contained praise mingled with blame

سخنرانی که شامل تحسین و سرزنش بود

They thought the packet contained a bomb but it was a false alarm.

آنها فکر کردند بسته حاوی بمب است اما یک هشدار اشتباه بود.

The speech contained some interesting ideas.

سخنرانی حاوی ایده های جالبی بود.

What is contained in this drawer?

چه چیزی در این کشو وجود دارد؟

He contained his fear.

او ترس خود را کنترل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید