citing

[ایالات متحده]/saɪt/
[بریتانیا]/saɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. تجهیزات آزمون جامع برای کامپیوترها
n. "آخرین نوار داده‌های مهندسی"

عبارات و ترکیب‌ها

cite sources

ذکر منابع

cite examples

ذکر نمونه‌ها

cite research

ذکر تحقیقات

cite data

ذکر داده‌ها

cite a study

ذکر یک مطالعه

cite evidence

ذکر شواهد

cite an example

ذکر یک مثال

جملات نمونه

He was cited for contempt of court.

او به دلیل بی‌احترامی به دادگاه مورد شکایت قرار گرفت.

vide the comments cited in Schlosser.

به نظرات ذکر شده در اشلوزر مراجعه کنید.

The officer was cited for his heroic actions.

سرباز به دلیل اقدامات قهرمانانه‌اش مورد تقدیر قرار گرفت.

cited several instances of insubordinate behavior.

چند نمونه از رفتار نافرمانه‌ را ذکر کرد.

I'll just cite some figures for comparison.

من فقط چند عدد برای مقایسه ذکر خواهم کرد.

The medical corps were cited for bravery in combat.

نیروی پزشکی به خاطر شجاعت در نبرد مورد تحسین قرار گرفت.

After his death,the soldier was cited for spunk.

پس از مرگش، سرباز به دلیل شجاعت مورد تحسین قرار گرفت.

the writ cited only four of the signatories of the petition.

این دستور دادگاه فقط نام چهار نفر از امضا کنندگان دادخواست را ذکر می‌کرد.

The scientist cited vivid instances in illustration of his theory.

دانشمند نمونه‌های واضحی را برای توضیح تئوری خود ذکر کرد.

He cited Australia’s sporting success as evidence for his theory.

او موفقیت‌های ورزشی استرالیا را به عنوان شاهدی بر تئوری خود ذکر کرد.

medics have been cited as a key example of a modern breed of technical expert.

پزشکان به عنوان یک نمونه کلیدی از متخصصان فنی مدرن ذکر شده‌اند.

a noted authority on birds; a reference book often cited as an authority.

یک مرجع شناخته شده در مورد پرندگان؛ یک کتاب مرجع که اغلب به عنوان یک مرجع ذکر می‌شود.

They often cite high spot prices as the reason for jagging up the contract prices.

آنها اغلب قیمت‌های بالای نقطه را به عنوان دلیل افزایش قیمت قرارداد ذکر می‌کنند.

"They often cite in illustration of it the attractive, but false and deceptive advertisements to which many consumers fall victim."

"آنها اغلب به عنوان نمونه از آن، تبلیغات جذاب، اما نادرست و فریبنده ای را ذکر می‌کنند که بسیاری از مصرف کنندگان به دام می‌افتند."

He was cited many times for his outstanding service.

او بارها به دلیل خدمات برجسته‌اش مورد تقدیر قرار گرفت.

The most commonly cited reasons for stopping the treatment were lack of efficacy and side effects.

شایع‌ترین دلایل توقف درمان، عدم اثربخشی و عوارض جانبی بود.

Tyler cites his influences as British classical saxophonist John Harle, Norwegian Jan Garbarek and Kenny G.

تايلر از تأثیرات خود به عنوان نوازنده ساکسیفون کلاسیک بریتانیایی جان هارل، جان گاربارک نروژی و کنی جی نام می‌برد.

Be in division this in a lot of serious thoughts, cite to produce different meanings the most easily to be misunderstood even again however at most when several divisions this theorematic.

در این بخش، در بسیاری از افکار جدی باشید، برای تولید معانی مختلف، به راحتی قابل سوء تفاهم است، حتی دوباره، در بیشتر موارد، زمانی که چندین بخش این قضیه.

The judicial minister cited the latest crime figures as proof of the need for strengthening of the comprehensive administration of social public order.

وزیر دادگستری آخرین آمار جرایم را به عنوان شاهدی بر نیاز به تقویت اداره جامع نظم اجتماعی عمومی ذکر کرد.

نمونه‌های واقعی

These conditions are often cited as important factors in choosing shoes.

این شرایط اغلب به عنوان عوامل مهم در انتخاب کفش ذکر می‌شوند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation July 2013

Can I cite another example briefly? - Yeah.

آیا می‌توانم به طور خلاصه یک مثال دیگر ذکر کنم؟ - بله.

منبع: Harvard University Open Course "Justice: What's the Right Thing to Do?"

I can cite numerous examples of this phenomenon.

من می‌توانم مثال‌های متعددی از این پدیده ذکر کنم.

منبع: CET-4 Morning Reading English

Thomas Jefferson would later cite Weishaupt as an inspiration.

توماس جفرسون بعدها وی‌شاپت را به عنوان منبع الهام ذکر کرد.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Poems really come to life when they are cited.

شعرها زمانی زنده می‌شوند که ذکر شوند.

منبع: Past exam translation questions for the English graduate entrance examination.

" So what is wrong with these studies that he's citing? "

" پس مشکل این مطالعاتی که او به آنها اشاره می‌کند چیست؟"

منبع: WIL Life Revelation

I'll give you some examples that Holquist cites in a minute.

من در عرض چند دقیقه چند نمونه‌ای که هولکوئیست به آنها اشاره می‌کند به شما خواهم داد.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

The election commission cited unspecified technical issues.

کمیسیون انتخابات مشکلات فنی غیرمشخصی را ذکر کرد.

منبع: PBS English News

" What is your response though to all these studies that he was citing? "

" با این حال، پاسخ شما به همه این مطالعاتی که او به آنها اشاره می‌کرد چیست؟"

منبع: WIL Life Revelation

The responses to such arguments have often cited what are called ecosystem services.

پاسخ‌ها به چنین استدلالی اغلب به آنچه خدمات اکوسیستم نامیده می‌شود اشاره کرده‌اند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation December 2013

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید