civilities

[ایالات متحده]/sɪˈvɪl.ɪ.tiz/
[بریتانیا]/sɪˈvɪl.ɪ.tiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اظهارات یا حرکات مودبانه

عبارات و ترکیب‌ها

social civilities

ادب معاشرت

common civilities

ادب رایج

basic civilities

ادب اساسی

everyday civilities

ادب روزمره

civilities matter

ادب مهم است

cultural civilities

ادب فرهنگی

polite civilities

ادب معاشرت مؤدبانه

public civilities

ادب عمومی

socially civilities

ادب اجتماعی

civic civilities

ادب مدنی

جملات نمونه

they exchanged civilities before the meeting started.

آنها قبل از شروع جلسه تعارفاتی با یکدیگر رد و بدل کردند.

it's important to maintain civilities in professional settings.

حفظ ادب و احترام در محیط‌های حرفه‌ای مهم است.

he greeted her with the usual civilities.

او با تعارفات معمول با او خوش و بش کرد.

she was surprised by his lack of civilities.

او از نداشتن ادب و احترام او متعجب شد.

they started their conversation with some civilities.

آنها مکالمه خود را با برخی تعارفات آغاز کردند.

despite their differences, they maintained civilities.

با وجود تفاوت‌هایشان، آنها ادب و احترام را حفظ کردند.

he offered civilities to everyone at the gathering.

او با همه در جمع تعارف کرد.

she responded to his civilities with a smile.

او با لبخند به تعارفات او پاسخ داد.

civilities can help ease tensions in difficult situations.

ادب و احترام می‌تواند به کاهش تنش‌ها در شرایط دشوار کمک کند.

they often exchanged civilities during their meetings.

آنها اغلب در طول جلسات خود تعارفاتی با یکدیگر رد و بدل می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید