barbarizing

[ایالات متحده]/bɑːrˈbærɪzaɪ/
[بریتانیا]/ˌbɑːrˈbærɪˌzaɪ/

ترجمه

v. عمل تبدیل کردن چیزی یا کسی به حالت وحشی‌تر، غیرمدنی‌تر یا خام‌تر.

عبارات و ترکیب‌ها

barbarizing the environment

به‌وجود آوردن شرایط نامناسب محیطی

barbarizing ancient artifacts

به‌وجود آوردن شرایط نامناسب برای آثار باستانی

barbarizing cultural traditions

به‌وجود آوردن شرایط نامناسب برای سنت‌های فرهنگی

جملات نمونه

the process of barbarizing a culture can lead to significant loss of heritage.

فرآیند وحشی‌سازی یک فرهنگ می‌تواند منجر به از دست دادن قابل توجهی از میراث شود.

some argue that globalization is barbarizing local traditions.

برخی استدلال می‌کنند که جهانی‌سازی باعث وحشی‌سازی سنت‌های محلی می‌شود.

barbarizing influences in media can distort public perception.

تاثیرات وحشی‌گرایانه در رسانه‌ها می‌توانند باعث تحریف درک عمومی شوند.

efforts to avoid barbarizing practices in education are essential.

تلاش برای جلوگیری از شیوه‌های وحشی‌گرایانه در آموزش ضروری است.

barbarizing tendencies can emerge in times of social upheaval.

تمایلات وحشی‌گرایانه می‌توانند در زمان‌های آشفتگی اجتماعی ظاهر شوند.

many fear that technology is barbarizing human interactions.

بسیاری می‌ترسند که فناوری باعث وحشی‌سازی تعاملات انسانی شود.

barbarizing elements in literature can reflect societal issues.

عناصر وحشی‌گرایانه در ادبیات می‌توانند مسائل اجتماعی را منعکس کنند.

barbarizing behavior in sports can lead to violence.

رفتار وحشی‌گرایانه در ورزش‌ها می‌تواند منجر به خشونت شود.

the artist's work critiques the barbarizing aspects of modern life.

اثر هنرمند، جنبه‌های وحشی‌گرایانه زندگی مدرن را مورد انتقاد قرار می‌دهد.

barbarizing practices should be challenged to promote cultural sensitivity.

باید شیوه‌های وحشی‌گرایانه را به چالش کشید تا حساسیت فرهنگی را ترویج کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید