clabbered

[ایالات متحده]/ˈklæbəd/
[بریتانیا]/ˈklæbərd/

ترجمه

v. لخته شدن یا ترش شدن

عبارات و ترکیب‌ها

clabbered milk

ماست غلیظ

clabbered cream

خامه غلیظ

clabbered cheese

پنیر غلیظ

clabbered butter

کره غلیظ

clabbered whey

آب پنیر غلیظ

clabbered substance

ماده غلیظ

clabbered product

محصول غلیظ

clabbered texture

بافت غلیظ

clabbered state

حالت غلیظ

clabbered mixture

مخلوط غلیظ

جملات نمونه

after leaving the milk out, it clabbered overnight.

بعد از قرار دادن شیر بیرون، شب‌ها ترش شد.

she noticed the cream had clabbered in the fridge.

او متوجه شد که خامه در یخچال ترش شده است.

in old recipes, clabbered milk is often used.

در دستورالعمل‌های قدیمی، شیر ترش اغلب استفاده می‌شود.

clabbered milk can be a good substitute for buttermilk.

شیر ترش می‌تواند جایگزین خوبی برای مایه ماست باشد.

to make pancakes, you can use clabbered milk instead of fresh.

برای درست کردن پنکیک، می‌توانید به جای شیر تازه از شیر ترش استفاده کنید.

he was surprised to find the milk had clabbered.

او از اینکه شیر ترش شده بود تعجب کرد.

clabbered dairy products are common in some cultures.

محصولات لبنی ترش در برخی فرهنگ‌ها رایج هستند.

she used clabbered cream to make a rich sauce.

او از خامه ترش برای درست کردن سس غنی استفاده کرد.

clabbered milk is often associated with farmhouse cooking.

شیر ترش اغلب با آشپزی خانگی مرتبط است.

he learned how to make cheese from clabbered milk.

او یاد گرفت که چگونه از شیر ترش پنیر درست کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید