clacks

[ایالات متحده]/klæks/
[بریتانیا]/klæks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صداهای تیز و ناگهانی
v. صداهای تیز و ناگهانی ایجاد می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

clacks of wood

صدای چوب

clacks of shoes

صدای کفش

clacks of keys

صدای کلید

clacks of train

صدای قطار

clacks of clock

صدای ساعت

clacks on floor

صدای کف زمین

clacks of teeth

صدای دندان

clacks of fingers

صدای انگشتان

clacks of toys

صدای اسباب بازی

clacks in game

صدای بازی

جملات نمونه

the train clacks along the tracks.

قطار در طول ریل‌ها حرکت می‌کند.

the typewriter clacks as she types.

تایپ‌میترا در حین تایپ کردن کلیک می‌کند.

the dog's nails clack on the wooden floor.

ناخن‌های سگ روی کف چوبی کلیک می‌کنند.

he heard the clacks of the heels behind him.

او صدای کلیک پاشنه کفش‌ها را پشت سر خود شنید.

the old clock clacks as it ticks.

ساعت قدیمی در حین تیک زدن کلیک می‌کند.

the children clack their toy blocks together.

کودکان بلوک‌های اسباب‌بازی خود را با هم کلیک می‌کنند.

she clacks her tongue in annoyance.

او از روی ناراحتی زبانش را کلیک می‌کند.

the sound of clacks filled the room.

صدای کلیک‌ها اتاق را پر کرد.

the clacks of the dice echoed in the quiet room.

صدای کلیک تاس‌ها در اتاق آرام پژواک داشت.

he clacks his teeth when he’s nervous.

وقتی عصبی است دندان‌هایش را کلیک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید