cladding

[ایالات متحده]/'klædɪŋ/
[بریتانیا]/'klædɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پوشش; پوشش اسپری; الکتروپلیتینگ
v. لباس پوشاندن

عبارات و ترکیب‌ها

metal cladding

روکش فلزی

external cladding

روکش بیرونی

cladding system

سیستم پوشش

cladding material

مواد نمای ساختمان

wall cladding

روکش دیوار

cladding steel

فولاد پوشش

جملات نمونه

The building's exterior cladding was made of metal panels.

پوشش بیرونی ساختمان از پنل های فلزی ساخته شده بود.

The cladding on the house needed to be replaced due to water damage.

به دلیل آسیب آب، پوشش خانه نیاز به تعویض داشت.

The cladding provided insulation and protection from the elements.

پوشش عایق و محافظت در برابر عناصر را فراهم می کرد.

The cladding material was chosen for its durability and aesthetic appeal.

مواد پوشش به دلیل دوام و جذابیت زیبایی شناسی انتخاب شد.

The cladding was designed to blend in with the surrounding environment.

پوشش به گونه ای طراحی شده بود که با محیط اطراف ترکیب شود.

The new cladding improved the energy efficiency of the building.

پوشش جدید باعث بهبود بهره وری انرژی ساختمان شد.

The cladding was removed to inspect the underlying structure.

پوشش برای بررسی سازه زیرین برداشته شد.

The cladding contractor was responsible for installing the exterior panels.

پیمانکار پوشش مسئول نصب پنل های بیرونی بود.

The cladding system was designed to resist corrosion and weathering.

سیستم پوشش به گونه ای طراحی شده بود که در برابر خوردگی و فرسودگی مقاومت کند.

The cladding on the skyscraper gave it a sleek and modern appearance.

پوشش آسمان خراش به آن ظاهری مدرن و شیک داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید