clanks

[ایالات متحده]/klæŋks/
[بریتانیا]/klæŋks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. صدای زنگ زدن ایجاد می‌کند
n. صدای فلزی کم؛ صدای زنگ زدن

عبارات و ترکیب‌ها

metal clanks

صدای برخورد فلز

clanks echo

صدای برخوردها پژواک می‌شود

clanks loudly

صدای برخورد بلند است

clanks resound

صدای برخورد طنین‌انداز است

clanks together

صدای برخورد با یکدیگر

clanks persist

صدای برخورد ادامه دارد

clanks ring

صدای برخورد زنگ می‌زند

clanks sound

صدای برخورد

clanks fill

صدای برخورد را پر می‌کند

clanks collide

صدای برخورد و برخورد

جملات نمونه

the metal chains clank loudly as they are dragged across the floor.

زنجیرهای فلزی با صدای بلند به هم برخورد می‌کنند در حالی که روی زمین کشیده می‌شوند.

he could hear the clanks of the machinery from the factory next door.

او می‌توانست صدای ماشین‌آلات را از کارخانه مجاور بشنود.

as the train approached, it clanked over the tracks.

همانطور که قطار نزدیک می‌شد، روی ریل‌ها به هم برخورد می‌کرد.

the old gate clanks every time the wind blows.

هر بار که باد می‌وزد، در قدیمی کلنگ می‌کند.

she noticed the clanks of the pots and pans in the kitchen.

او متوجه صدای کلنگ ماهیتابه و تابه در آشپزخانه شد.

his bike made clanking noises as he rode over the bumpy road.

دوچرخه او در حالی که از جاده ناهموار عبور می‌کرد، صداهای کلنگی ایجاد می‌کرد.

the metal door clanked shut behind him.

در فلزی پشت سر او با صدای کلنگ بسته شد.

the blacksmith's hammer clanked against the anvil.

چکش آهنگر با صدای کلنگ به سندان برخورد کرد.

as she walked, her keys clanked in her pocket.

همانطور که او راه می‌رفت، کلیدهایش در جیبش کلنگ می‌کردند.

the clanking of the metal pipes echoed through the empty building.

صدای کلنگ لوله‌های فلزی در ساختمان خالی طنین‌انداز شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید