clansmen

[ایالات متحده]/ˈklænzmən/
[بریتانیا]/ˈklænzmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعضای یک قبیله; قبیله‌نشین‌ها; قبیله‌های کوهستانی; جنگجویان قبیله

عبارات و ترکیب‌ها

loyal clansmen

دودمان‌های وفادار

brave clansmen

دودمان‌های شجاع

clansmen gather

دودمان‌ها گرد هم می‌آیند

clansmen unite

دودمان‌ها متحد می‌شوند

clansmen fight

دودمان‌ها می‌جنگند

clansmen celebrate

دودمان‌ها جشن می‌گیرند

clansmen lead

دودمان‌ها رهبری می‌کنند

clansmen protect

دودمان‌ها محافظت می‌کنند

clansmen honor

دودمان‌ها احترام می‌گذارند

clansmen tradition

آداب و رسوم دودمان

جملات نمونه

the clansmen gathered around the fire to share stories.

بازمانان دور آتش جمع شدند تا داستان‌ها را با هم تقسیم کنند.

each clansman has a unique role within the community.

هر مرد قبیله‌ای نقش منحصر به فردی در جامعه دارد.

the clansmen celebrated their annual festival with great enthusiasm.

بازمانان با شور و اشتیاق فراوان جشن سالانه خود را جشن گرفتند.

clansmen are often bound by strong family ties.

بازمانان اغلب به پیوندهای خانوادگی قوی گره خورده اند.

the elders advised the clansmen on important decisions.

بزرگان به بازمانان در مورد تصمیمات مهم توصیه کردند.

clansmen participated in the ritual to honor their ancestors.

بازمانان در آیین برای بزرگداشت اجداد خود شرکت کردند.

the clansmen worked together to defend their territory.

بازمانان برای دفاع از قلمرو خود با هم همکاری کردند.

many clansmen migrated to new lands in search of opportunities.

بسیاری از بازمانان به دنبال فرصت در جستجوی سرزمین های جدید مهاجرت کردند.

clansmen often hold meetings to discuss community issues.

بازمانان اغلب جلسات برگزار می کنند تا مسائل مربوط به جامعه را مورد بحث قرار دهند.

the bond among clansmen is strengthened through shared experiences.

پیوند بین بازمانان از طریق تجربیات مشترک تقویت می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید