loyal clansmen
دودمانهای وفادار
brave clansmen
دودمانهای شجاع
clansmen gather
دودمانها گرد هم میآیند
clansmen unite
دودمانها متحد میشوند
clansmen fight
دودمانها میجنگند
clansmen celebrate
دودمانها جشن میگیرند
clansmen lead
دودمانها رهبری میکنند
clansmen protect
دودمانها محافظت میکنند
clansmen honor
دودمانها احترام میگذارند
clansmen tradition
آداب و رسوم دودمان
the clansmen gathered around the fire to share stories.
بازمانان دور آتش جمع شدند تا داستانها را با هم تقسیم کنند.
each clansman has a unique role within the community.
هر مرد قبیلهای نقش منحصر به فردی در جامعه دارد.
the clansmen celebrated their annual festival with great enthusiasm.
بازمانان با شور و اشتیاق فراوان جشن سالانه خود را جشن گرفتند.
clansmen are often bound by strong family ties.
بازمانان اغلب به پیوندهای خانوادگی قوی گره خورده اند.
the elders advised the clansmen on important decisions.
بزرگان به بازمانان در مورد تصمیمات مهم توصیه کردند.
clansmen participated in the ritual to honor their ancestors.
بازمانان در آیین برای بزرگداشت اجداد خود شرکت کردند.
the clansmen worked together to defend their territory.
بازمانان برای دفاع از قلمرو خود با هم همکاری کردند.
many clansmen migrated to new lands in search of opportunities.
بسیاری از بازمانان به دنبال فرصت در جستجوی سرزمین های جدید مهاجرت کردند.
clansmen often hold meetings to discuss community issues.
بازمانان اغلب جلسات برگزار می کنند تا مسائل مربوط به جامعه را مورد بحث قرار دهند.
the bond among clansmen is strengthened through shared experiences.
پیوند بین بازمانان از طریق تجربیات مشترک تقویت می شود.
loyal clansmen
دودمانهای وفادار
brave clansmen
دودمانهای شجاع
clansmen gather
دودمانها گرد هم میآیند
clansmen unite
دودمانها متحد میشوند
clansmen fight
دودمانها میجنگند
clansmen celebrate
دودمانها جشن میگیرند
clansmen lead
دودمانها رهبری میکنند
clansmen protect
دودمانها محافظت میکنند
clansmen honor
دودمانها احترام میگذارند
clansmen tradition
آداب و رسوم دودمان
the clansmen gathered around the fire to share stories.
بازمانان دور آتش جمع شدند تا داستانها را با هم تقسیم کنند.
each clansman has a unique role within the community.
هر مرد قبیلهای نقش منحصر به فردی در جامعه دارد.
the clansmen celebrated their annual festival with great enthusiasm.
بازمانان با شور و اشتیاق فراوان جشن سالانه خود را جشن گرفتند.
clansmen are often bound by strong family ties.
بازمانان اغلب به پیوندهای خانوادگی قوی گره خورده اند.
the elders advised the clansmen on important decisions.
بزرگان به بازمانان در مورد تصمیمات مهم توصیه کردند.
clansmen participated in the ritual to honor their ancestors.
بازمانان در آیین برای بزرگداشت اجداد خود شرکت کردند.
the clansmen worked together to defend their territory.
بازمانان برای دفاع از قلمرو خود با هم همکاری کردند.
many clansmen migrated to new lands in search of opportunities.
بسیاری از بازمانان به دنبال فرصت در جستجوی سرزمین های جدید مهاجرت کردند.
clansmen often hold meetings to discuss community issues.
بازمانان اغلب جلسات برگزار می کنند تا مسائل مربوط به جامعه را مورد بحث قرار دهند.
the bond among clansmen is strengthened through shared experiences.
پیوند بین بازمانان از طریق تجربیات مشترک تقویت می شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید