claptrap

[ایالات متحده]/'klæptræp/
[بریتانیا]/'klæp'træp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صحبت یا رفتار غیرصادقانه یا اغراق‌آمیز که با هدف خوشایند کردن یا تحت تأثیر قرار دادن انجام می‌شود
adj. غیرصادقانه
Word Forms
جمعclaptraps

جملات نمونه

2.The prolusion needs to be designed well, a exquisite and claptrap prolusion can grasp the attention of the audienc immediately and it lays a good foundation for a successful demostration.

2. مقدمه باید به خوبی طراحی شود، یک مقدمه نفیس و پوچ می‌تواند بلافاصله توجه مخاطبان را جلب کند و پایه‌ای برای یک نمایش موفقیت‌آمیز ایجاد کند.

Ignore the political claptrap and focus on the facts.

حرف‌های پوچ سیاسی را نادیده بگیرید و بر روی حقایق تمرکز کنید.

The speech was full of empty claptrap with no substance.

سخنرانی پر از حرف‌های پوچ و بی‌محتوا بود.

He dismissed the article as mere claptrap.

او مقاله را صرفاً به عنوان حرف‌های پوچ دور انداخت.

Don't be fooled by his claptrap, he's just trying to deceive you.

به حرف‌های پوچ او فریب نخورید، او فقط سعی می‌کند شما را فریب دهد.

The movie was criticized for its reliance on tired old claptrap.

فیلم به دلیل تکیه بر حرف‌های پوچ و قدیمی مورد انتقاد قرار گرفت.

The politician's promises are just empty claptrap.

وعده‌های سیاستمدار فقط حرف‌های پوچ هستند.

She saw through his claptrap and refused to believe him.

او متوجه حرف‌های پوچ او شد و از باور کردن او امتناع کرد.

The company's marketing campaign was filled with meaningless claptrap.

کمپین بازاریابی شرکت پر از حرف‌های پوچ و بی‌معنی بود.

The book was dismissed as literary claptrap by critics.

منتقدان کتاب را به عنوان حرف‌های پوچ ادبی دور انداختند.

His arguments were nothing but intellectual claptrap.

استدلال‌های او چیزی جز حرف‌های پوچ فکری نبودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید