claque

[ایالات متحده]/klæk/
[بریتانیا]/klæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروهی از دست‌نشانده‌ها یا تملق‌گویان؛ دست‌نشانده‌ها؛ گروهی از سفسطه‌گران
Word Forms
جمعclaques

عبارات و ترکیب‌ها

clique of claque

گروه تشویق‌کنندگان

claque member

عضو گروه تشویق‌کننده

hired claque

گروه تشویق‌کننده استخدام‌شده

claque applause

تشویق‌های گروهی

claque effect

اثر گروه تشویق‌کننده

clapping claque

تشویق‌های گروهی

claque audience

گروه تشویق‌کننده تماشاچی

supportive claque

گروه تشویق‌کننده پشتیبان

claque performance

اجای گروه تشویق‌کننده

clapping from claque

تشویق از گروه تشویق‌کننده

جملات نمونه

the actor was supported by a loyal claque at the premiere.

بازیگر توسط یک گروه هواداران وفادار در افتتاحیه حمایت شد.

she hired a claque to cheer for her during the performance.

او یک گروه هوادار برای تشویق او در طول اجرا استخدام کرد.

the politician's claque applauded every word he said.

گروه هواداران سیاستمدار تشویق هر کلمه‌ای که او می‌گفت.

he felt embarrassed by the presence of his claque.

او از حضور گروه هوادارانش خجالت کشید.

the claque's enthusiasm was infectious during the concert.

شور و اشتیاق گروه هواداران در طول کنسرت مسری بود.

critics accused her of relying too much on her claque.

منتقدان متهم کردند که او بیش از حد به گروه هوادارانش تکیه کرده است.

the claque shouted slogans to support their favorite team.

گروه هواداران برای حمایت از تیم مورد علاقه خود شعار دادند.

his claque followed him everywhere, eager to promote his career.

گروه هواداران او را همه جا دنبال می‌کردند، مشتاق به پیشبرد حرفه او.

during the event, the claque created a lively atmosphere.

در طول رویداد، گروه هواداران فضایی پر جنب و جوش ایجاد کرد.

she was grateful for her claque's unwavering support.

او از حمایت بی‌وقفه گروه هوادارانش سپاسگزار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید