clarioning call
تماس فراخوان
clarioning message
پیام فراخوان
clarioning voice
صدای فراخوان
clarioning signal
سیگنال فراخوان
clarioning tone
لحن فراخوان
clarioning sound
صدای فراخوان
clarioning note
یادداشت فراخوان
clarioning theme
موضوع فراخوان
clarioning cry
فریاد فراخوان
clarioning demand
تقاضای فراخوان
the clarioning sound of the trumpet signaled the start of the parade.
صدای بلند و واضح ترومپت آغاز پاراد را نشان داد.
her clarioning voice could be heard across the crowded room.
صدای بلند و واضح او در سراسر اتاق شلوغ شنیده می شد.
the clarioning call of the bird woke me up early in the morning.
صدای بلند و واضح پرنده من را زود صبح از خواب بیدار کرد.
his clarioning speech inspired everyone in the audience.
سخنرانی بلند و واضح او همه حاضران را الهام بخشید.
the clarioning alarm alerted us to the fire in the building.
آژیر خطر بلند و واضح ما را از آتش سوزی در ساختمان آگاه کرد.
they heard the clarioning announcement over the loudspeaker.
آنها اعلامیه بلند و واضح را از طریق بلندگو شنیدند.
the clarioning notes of the piano filled the entire hall.
نت های بلند و واضح پیانو کل سالن را پر کرد.
she gave a clarioning command that everyone followed immediately.
او دستوری بلند و واضح صادر کرد که همه بلافاصله آن را دنبال کردند.
the clarioning message was clear: we must act now.
پیام بلند و واضح واضح بود: ما باید اکنون عمل کنیم.
his clarioning laughter could brighten anyone's day.
خنده بلند و واضح او می توانست روز هر کسی را روشن کند.
clarioning call
تماس فراخوان
clarioning message
پیام فراخوان
clarioning voice
صدای فراخوان
clarioning signal
سیگنال فراخوان
clarioning tone
لحن فراخوان
clarioning sound
صدای فراخوان
clarioning note
یادداشت فراخوان
clarioning theme
موضوع فراخوان
clarioning cry
فریاد فراخوان
clarioning demand
تقاضای فراخوان
the clarioning sound of the trumpet signaled the start of the parade.
صدای بلند و واضح ترومپت آغاز پاراد را نشان داد.
her clarioning voice could be heard across the crowded room.
صدای بلند و واضح او در سراسر اتاق شلوغ شنیده می شد.
the clarioning call of the bird woke me up early in the morning.
صدای بلند و واضح پرنده من را زود صبح از خواب بیدار کرد.
his clarioning speech inspired everyone in the audience.
سخنرانی بلند و واضح او همه حاضران را الهام بخشید.
the clarioning alarm alerted us to the fire in the building.
آژیر خطر بلند و واضح ما را از آتش سوزی در ساختمان آگاه کرد.
they heard the clarioning announcement over the loudspeaker.
آنها اعلامیه بلند و واضح را از طریق بلندگو شنیدند.
the clarioning notes of the piano filled the entire hall.
نت های بلند و واضح پیانو کل سالن را پر کرد.
she gave a clarioning command that everyone followed immediately.
او دستوری بلند و واضح صادر کرد که همه بلافاصله آن را دنبال کردند.
the clarioning message was clear: we must act now.
پیام بلند و واضح واضح بود: ما باید اکنون عمل کنیم.
his clarioning laughter could brighten anyone's day.
خنده بلند و واضح او می توانست روز هر کسی را روشن کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید