clarioning

[ایالات متحده]/ˈklærɪənɪŋ/
[بریتانیا]/ˈklærɪənɪŋ/

ترجمه

n. صدای زنگ; (Clarion) یک اسم خاص; (Clarion) یک اصطلاح فرانسوی
adj. واضح و رسا

عبارات و ترکیب‌ها

clarioning call

تماس فراخوان

clarioning message

پیام فراخوان

clarioning voice

صدای فراخوان

clarioning signal

سیگنال فراخوان

clarioning tone

لحن فراخوان

clarioning sound

صدای فراخوان

clarioning note

یادداشت فراخوان

clarioning theme

موضوع فراخوان

clarioning cry

فریاد فراخوان

clarioning demand

تقاضای فراخوان

جملات نمونه

the clarioning sound of the trumpet signaled the start of the parade.

صدای بلند و واضح ترومپت آغاز پاراد را نشان داد.

her clarioning voice could be heard across the crowded room.

صدای بلند و واضح او در سراسر اتاق شلوغ شنیده می شد.

the clarioning call of the bird woke me up early in the morning.

صدای بلند و واضح پرنده من را زود صبح از خواب بیدار کرد.

his clarioning speech inspired everyone in the audience.

سخنرانی بلند و واضح او همه حاضران را الهام بخشید.

the clarioning alarm alerted us to the fire in the building.

آژیر خطر بلند و واضح ما را از آتش سوزی در ساختمان آگاه کرد.

they heard the clarioning announcement over the loudspeaker.

آنها اعلامیه بلند و واضح را از طریق بلندگو شنیدند.

the clarioning notes of the piano filled the entire hall.

نت های بلند و واضح پیانو کل سالن را پر کرد.

she gave a clarioning command that everyone followed immediately.

او دستوری بلند و واضح صادر کرد که همه بلافاصله آن را دنبال کردند.

the clarioning message was clear: we must act now.

پیام بلند و واضح واضح بود: ما باید اکنون عمل کنیم.

his clarioning laughter could brighten anyone's day.

خنده بلند و واضح او می توانست روز هر کسی را روشن کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید