clastics

[ایالات متحده]/ˈklæstɪk/
[بریتانیا]/ˈklæstɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. متشکل از قطعات یا ذرات؛ مربوط به یا نشان‌دهنده سنگ یا رسوبی که از قطعات شکسته تشکیل شده است؛ قادر به تجزیه شدن به قسمت‌های کوچکتر؛ تکه‌تکه شده؛ متشکل از اجزای کوچکتر و متمایز

عبارات و ترکیب‌ها

clastic rock

سنگ دگرگونی

clastic sediment

رسوبات دگرگونی

clastic texture

بافت دگرگونی

clastic material

مواد دگرگونی

clastic formation

تشکیل دگرگونی

clastic particles

ذرات دگرگونی

clastic environment

محیط دگرگونی

clastic series

سری دگرگونی

clastic deposits

رسوبات دگرگونی

clastic basin

حوضه دگرگونی

جملات نمونه

clastic rocks are formed from the accumulation of sediment.

سنگ‌های كلاستيك از تجمع رسوبات تشكيل شده‌اند.

geologists study clastic materials to understand earth's history.

زمین‌شناسان مواد كلاستيك را برای درک تاریخ زمین مطالعه می‌کنند.

clastic sediments are often transported by water or wind.

رسوبات كلاستيك اغلب توسط آب یا باد حمل می‌شوند.

the clastic nature of the soil affects its drainage properties.

ماهیت كلاستيك خاک بر خواص زهکشی آن تأثیر می‌گذارد.

fossils can be found in clastic rock formations.

فسیل‌ها را می‌توان در سازندهای سنگ كلاستيك یافت.

clastic textures indicate the environment of deposition.

بافت‌های كلاستيك نشان‌دهنده محیط رسوب‌گذاری هستند.

understanding clastic processes is crucial in sedimentology.

درک فرآیندهای كلاستيك در رسیده‌شناسی بسیار مهم است.

clastic materials include sand, silt, and clay.

مواد كلاستيك شامل شن، سیلت و رس هستند.

the clastic composition of the rock influences its strength.

ترکیب كلاستيك سنگ بر مقاومت آن تأثیر می‌گذارد.

clastic deposits can reveal past climatic conditions.

رسوبات كلاستيك می‌توانند شرایط آب و هوایی گذشته را نشان دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید