clasts

[ایالات متحده]/klæst/
[بریتانیا]/klæst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تکه‌ای از سنگ یا معدنی؛ تکه سنگ

عبارات و ترکیب‌ها

clast size

اندازه کلست

clast composition

ترکیب کلست

clast type

نوع کلست

clast origin

منشا کلست

clast matrix

ماتریس کلست

clast analysis

تجزیه و تحلیل کلست

clast framework

چارچوب کلست

clast distribution

توزیع کلست

clast texture

بافت کلست

clast classification

طبقه بندی کلست

جملات نمونه

the geologist identified a clast from the sedimentary rock.

زمین‌شناس قطعه‌ای از سنگ رسوبی را شناسایی کرد.

clasts can vary in size from tiny grains to large boulders.

قطعات می‌توانند در اندازه از ذرات کوچک تا صخره‌های بزرگ متفاوت باشند.

understanding clast composition helps in determining the rock's origin.

درک ترکیب قطعات به تعیین منشا سنگ کمک می‌کند.

the river carried clasts downstream, reshaping the landscape.

رودخانه قطعات را در پایین دست حمل کرد و چشم‌انداز را تغییر شکل داد.

different types of clasts indicate various environmental conditions.

انواع مختلف قطعات نشان‌دهنده شرایط محیطی مختلف است.

clast-supported conglomerates are formed from larger rock fragments.

کنگلومرات‌های پشتیبانی‌شده توسط قطعات از قطعات سنگ بزرگتر تشکیل شده‌اند.

researchers study clast distribution to understand sediment transport.

محققان توزیع قطعات را برای درک حمل رسوبات مطالعه می‌کنند.

the presence of clay clasts suggests a low-energy environment.

حضور قطعات رسوبی نشان‌دهنده یک محیط با انرژی کم است.

clasts can provide valuable information about past geological events.

قطعات می‌توانند اطلاعات ارزشمندی در مورد رویدادهای زمین‌شناختی گذشته ارائه دهند.

in sedimentology, the study of clasts is crucial for rock classification.

در رسیدانه، مطالعه قطعات برای طبقه‌بندی سنگ‌ها بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید