clearway

[ایالات متحده]/ˈklɪəweɪ/
[بریتانیا]/ˈklɪrweɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جاده یا مسیری که برای ترافیک با سرعت بالا تعیین شده است؛ جاده‌ای که برای سرعت زیاد تعیین شده است
Word Forms
جمعclearways

عبارات و ترکیب‌ها

clearway sign

علامت مسیر آزاد

clearway rules

قوانین مسیر آزاد

clearway zone

منطقه مسیر آزاد

clearway violation

نقض مسیر آزاد

clearway policy

سیاست مسیر آزاد

clearway markings

علامت‌گذاری‌های مسیر آزاد

clearway restrictions

محدودیت‌های مسیر آزاد

clearway access

دسترسی به مسیر آزاد

clearway enforcement

اجرای مسیر آزاد

clearway compliance

رعایت مسیر آزاد

جملات نمونه

the city implemented a clearway to improve traffic flow.

شهر یک مسیر هموار برای بهبود جریان ترافیک اجرا کرد.

drivers must be aware of the clearway signs along the road.

رانندگان باید از علائم مسیر هموار در طول جاده آگاه باشند.

parking is not allowed in the clearway zone during peak hours.

پارک کردن در منطقه مسیر هموار در ساعات اوج ممنوع است.

local authorities are enforcing clearway regulations strictly.

مقامات محلی به شدت مقررات مسیر هموار را اجرا می کنند.

it is important to keep the clearway free of obstructions.

حفظ مسیر هموار از هرگونه مانع مهم است.

clearway rules help reduce congestion in busy areas.

قوانین مسیر هموار به کاهش تراکم در مناطق شلوغ کمک می کنند.

he received a fine for parking in the clearway.

او به دلیل پارک کردن در مسیر هموار جریمه شد.

clearway markings are essential for road safety.

علامت گذاری مسیر هموار برای ایمنی جاده ضروری است.

the new clearway has significantly improved travel times.

مسیر هموار جدید زمان سفر را به طور قابل توجهی بهبود بخشیده است.

residents are concerned about the clearway's impact on parking.

ساکنان نگران تأثیر مسیر هموار بر پارکینگ هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید