cleating

[ایالات متحده]/ˈkliːtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈklitɪŋ/

ترجمه

n. گوه؛ بست برای لنگر انداختن
v. با بست ایمن کردن

عبارات و ترکیب‌ها

cleating system

سیستم بست

cleating method

روش بست

cleating technique

تکنیک بست

cleating hardware

سخت‌افزار بست

cleating process

فرآیند بست

cleating options

گزینه‌های بست

cleating design

طراحی بست

cleating requirements

الزامات بست

cleating installation

نصب بست

جملات نمونه

cleating the sail properly is essential for a smooth sailing experience.

تمیز کردن صحیح بادبان برای داشتن تجربه قایق سواری روان ضروری است.

he spent hours cleating the ropes to ensure everything was secure.

او ساعت‌ها وقت صرف کرد تا طناب‌ها را محکم کند تا مطمئن شود همه چیز امن است.

cleating is a vital skill for any sailor to master.

تمیز کردن یک مهارت حیاتی برای هر قایقرانی است تا آن را فرا بگیرد.

after cleating the lines, they set sail for the open sea.

پس از محکم کردن طناب‌ها، آنها برای دریاهای آزاد بادبان گرفتند.

the instructor demonstrated the cleating technique to the students.

مربی تکنیک تمیز کردن را به دانش آموزان نشان داد.

proper cleating can prevent accidents on the water.

تمیز کردن مناسب می‌تواند از بروز حوادث در آب جلوگیری کند.

she learned cleating from her father, who was an experienced sailor.

او تمیز کردن را از پدرش یاد گرفت که یک قایقران با تجربه بود.

cleating the anchor line securely is crucial when anchoring.

محکم کردن طناب لنگر به طور ایمن هنگام لنگر انداختن بسیار مهم است.

they practiced cleating in different weather conditions to be prepared.

آنها در شرایط آب و هوایی مختلف برای آمادگی تمیز کردن را تمرین کردند.

understanding the principles of cleating can enhance your sailing skills.

درک اصول تمیز کردن می تواند مهارت های قایقرانی شما را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید