clericalize

[ایالات متحده]/ˈklɛrɪkəlaɪz/
[بریتانیا]/ˈklɛrɪkəˌlaɪz/

ترجمه

v. ماهیت دفتری یا کلیسایی به وجود آوردن؛ تاثیر اقتدار دفتری را افزایش دادن

عبارات و ترکیب‌ها

clericalize documents

دست‌وری کردن اسناد

clericalize tasks

دست‌وری کردن وظایف

clericalize records

دست‌وری کردن سوابق

clericalize processes

دست‌وری کردن فرآیندها

clericalize information

دست‌وری کردن اطلاعات

clericalize data

دست‌وری کردن داده‌ها

clericalize reports

دست‌وری کردن گزارش‌ها

clericalize files

دست‌وری کردن فایل‌ها

clericalize correspondence

دست‌وری کردن مکاتبات

clericalize procedures

دست‌وری کردن رویه‌ها

جملات نمونه

we need to clericalize all documents before submission.

ما باید تمام اسناد را قبل از ارسال، اداری کنیم.

she was asked to clericalize the reports for the meeting.

از او خواسته شد گزارش‌ها را برای جلسه اداری کند.

the team will clericalize the data for better organization.

تیم داده‌ها را برای سازماندهی بهتر اداری خواهد کرد.

it's essential to clericalize the correspondence for record-keeping.

برای بایگانی، اداری کردن مکاتبات ضروری است.

they plan to clericalize the client files by the end of the month.

آنها قصد دارند تا پایان ماه فایل‌های مشتری را اداری کنند.

to clericalize the files, we need a dedicated workspace.

برای اداری کردن فایل‌ها، به یک فضای کاری اختصاصی نیاز داریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید