clerking

[ایالات متحده]/ˈklɑː.kɪŋ/
[بریتانیا]/ˈklɜːr.kɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل نگهداری سوابق یا حساب‌ها؛ کار یا حرفه یک منشی

عبارات و ترکیب‌ها

clerking duties

وظایف منشی‌گری

clerking process

فرآیند منشی‌گری

clerking staff

پرسنل منشی‌گری

clerking tasks

وظایف منشی‌گری

clerking position

موقعیت منشی‌گری

clerking experience

تجربه منشی‌گری

clerking operations

عملیات منشی‌گری

clerking records

سوابق منشی‌گری

clerking procedures

روش‌های منشی‌گری

جملات نمونه

she enjoys clerking at the law firm.

او از کار در دفتر وکالت لذت می برد.

clerking has helped him develop strong organizational skills.

کارآموزی به او کمک کرده تا مهارت های سازمانی قوی ایجاد کند.

he started clerking right after graduating from college.

او بلافاصله پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه شروع به کارآموزی کرد.

clerking in a busy office can be quite challenging.

کارآموزی در یک دفتر شلوغ می تواند بسیار چالش برانگیز باشد.

she is responsible for clerking the meetings.

او مسئولیت برگزاری جلسات را دارد.

clerking requires attention to detail and accuracy.

کارآموزی نیاز به توجه به جزئیات و دقت دارد.

he spent the summer clerking for a judge.

او تابستان را به عنوان کارآموز برای یک قاضی گذراند.

clerking duties include filing and managing documents.

وظایف کارآموزی شامل بایگانی و مدیریت اسناد است.

she found clerking to be a rewarding experience.

او کارآموزی را یک تجربه ارزشمند یافت.

clerking provides valuable insights into the legal profession.

کارآموزی بینش ارزنده ای در مورد حرفه حقوقی ارائه می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید