administering

[ایالات متحده]/[ˈædmɪnɪstərɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈædmɪnɪstərɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v.مدیریت کردن و سازماندهی کردن (یک کسب و کار یا سازمان دیگر).؛ دادن یا تجویز (دارو).؛ مسئولیت داشتن؛ داشتن اختیار.
adj.مرتبط با اداره.

عبارات و ترکیب‌ها

administering medication

تجویز دارو

administering justice

اجرای عدالت

administering the test

برگزاری آزمون

administered oath

سوگند یاد شده

administering first aid

کمک های اولیه

administering a survey

برگزاری یک نظرسنجی

administering anesthesia

بی هوش کردن

administering funds

توزیع بودجه

administering the estate

مدیریت اموال

administering policy

اجرای سیاست

جملات نمونه

the nurse is administering medication to the patient.

پرستار داروی مورد نیاز را به بیمار می‌دهد.

he is responsible for administering the test fairly.

او مسئولیت اجرای عادلانه آزمون را دارد.

the doctor will be administering the vaccine next week.

پزشک هفته آینده واکسن تزریق خواهد کرد.

they are administering first aid to the injured.

آنها کمک‌های اولیه را به مجروحان ارائه می‌دهند.

the government is administering social welfare programs.

دولت برنامه‌های رفاه اجتماعی را اجرا می‌کند.

she is administering a questionnaire to the students.

او یک پرسشنامه را به دانش‌آموزان ارائه می‌دهد.

the manager is administering discipline to the employees.

مدیر نظم را بین کارکنان اعمال می‌کند.

he is administering justice without fear or favor.

او عدالت را بدون ترس یا تعصب اجرا می‌کند.

the school is administering a new policy on attendance.

مدرسه یک سیاست جدید در مورد حضور و غیاب اعمال می‌کند.

they are administering a survey to gather feedback.

آنها یک نظرسنجی را برای جمع‌آوری بازخورد انجام می‌دهند.

the pharmacist is administering the flu shot.

داروساز واکسن آنفولانزا را تزریق می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید