| جمع | clewss |
follow the clews
پيگيري سرنخها
clear clews
سرنخهای واضح
find clews
پیدا کردن سرنخها
hidden clews
سرنخهای پنهان
lost clews
سرنخهای گمشده
important clews
سرنخهای مهم
gather clews
جمعآوری سرنخها
reveal clews
افشای سرنخها
note clews
یادداشت سرنخها
trace clews
ردیابی سرنخها
she followed the clews left by the detective.
او سرنخهایی را که کارآگاه رها کرده بود دنبال کرد.
he found the clews that led to the solution.
او سرنخهایی را پیدا کرد که به راه حل منجر شد.
the clews were scattered all over the room.
سرنخها در سراسر اتاق پراکنده بودند.
they used clews to unravel the mystery.
آنها از سرنخها برای کشف رمز و راز استفاده کردند.
she collected clews during her investigation.
او در طول تحقیقات خود سرنخهایی جمعآوری کرد.
the clews pointed towards a hidden treasure.
سرنخها به سمت گنجی پنهان اشاره میکردند.
he was skilled at interpreting clews in the story.
او در تفسیر سرنخها در داستان مهارت داشت.
they followed the clews to find the missing person.
آنها از سرنخها برای یافتن فرد گمشده استفاده کردند.
the clews in the painting revealed its history.
سرنخهای موجود در نقاشی تاریخ آن را آشکار کرد.
she carefully examined the clews for any details.
او با دقت سرنخها را برای یافتن هر گونه جزئیاتی بررسی کرد.
follow the clews
پيگيري سرنخها
clear clews
سرنخهای واضح
find clews
پیدا کردن سرنخها
hidden clews
سرنخهای پنهان
lost clews
سرنخهای گمشده
important clews
سرنخهای مهم
gather clews
جمعآوری سرنخها
reveal clews
افشای سرنخها
note clews
یادداشت سرنخها
trace clews
ردیابی سرنخها
she followed the clews left by the detective.
او سرنخهایی را که کارآگاه رها کرده بود دنبال کرد.
he found the clews that led to the solution.
او سرنخهایی را پیدا کرد که به راه حل منجر شد.
the clews were scattered all over the room.
سرنخها در سراسر اتاق پراکنده بودند.
they used clews to unravel the mystery.
آنها از سرنخها برای کشف رمز و راز استفاده کردند.
she collected clews during her investigation.
او در طول تحقیقات خود سرنخهایی جمعآوری کرد.
the clews pointed towards a hidden treasure.
سرنخها به سمت گنجی پنهان اشاره میکردند.
he was skilled at interpreting clews in the story.
او در تفسیر سرنخها در داستان مهارت داشت.
they followed the clews to find the missing person.
آنها از سرنخها برای یافتن فرد گمشده استفاده کردند.
the clews in the painting revealed its history.
سرنخهای موجود در نقاشی تاریخ آن را آشکار کرد.
she carefully examined the clews for any details.
او با دقت سرنخها را برای یافتن هر گونه جزئیاتی بررسی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید