clinkered

[ایالات متحده]/ˈklɪŋkəd/
[بریتانیا]/ˈklɪŋkərd/

ترجمه

n. سرباره یا کلینکر تولید شده در فرآیند ذوب
vi. تبدیل شدن به سرباره یا کلینکر
vt. باعث تبدیل شدن به سرباره یا کلینکر

عبارات و ترکیب‌ها

clinkered bricks

آجر کلینکر شده

clinkered coal

زغال کلینکر شده

clinkered surface

سطح کلینکر شده

clinkered material

مواد کلینکر شده

clinkered texture

بافت کلینکر شده

clinkered aggregate

تجمع کلینکر شده

clinkered finish

پوشش کلینکر شده

clinkered tiles

کاشی کلینکر شده

clinkered ash

خاکستر کلینکر شده

clinkered stone

سنگ کلینکر شده

جملات نمونه

the bricks were clinkered during the firing process.

آجرها در طول فرآیند پختن کلیک شدند.

her voice clinkered against the glass as she spoke.

صدای او در حالی که صحبت می‌کرد، در برابر شیشه کلیک کرد.

the old furnace clinkered, signaling its age.

فرن قدیمی کلیک کرد و نشان دهنده سن آن بود.

he noticed the clinkered surface of the pot.

او متوجه سطح کلیک شده دیگ شد.

they found clinkered debris in the ruins.

آنها بقایای کلیک شده را در ویرانه‌ها پیدا کردند.

the road was clinkered from years of heavy traffic.

جاده به دلیل سال‌ها ترافیک سنگین کلیک شده بود.

clinkered bricks are often used in construction.

آجر کلیک شده اغلب در ساخت و ساز استفاده می شود.

the artist used clinkered clay for her sculpture.

هنرمند از خاک رس کلیک شده برای مجسمه خود استفاده کرد.

he clinkered the metal to create a unique sound.

او فلز را کلیک کرد تا صدایی منحصر به فرد ایجاد کند.

the clinkered edges of the tile added character to the design.

لبه های کلیک شده کاشی به طراحی شخصیت بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید