cloakmaker

[ایالات متحده]/ˈkləʊkmeɪkə(r)/
[بریتانیا]/ˈkloʊkmeɪkər/

ترجمه

n. کسی که پرده می‌سازد
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the master cloakmaker crafted a beautiful velvet cloak for the queen.

خیاط پرده‌های پرچم‌های مهارتمند یک پرده زیبای جورابی برای پادشاهی ساخت.

visitors can watch the skilled cloakmaker work at the museum.

بازدیدکنندگان می‌توانند کار خیاط پرده‌های ماهر را در موزه مشاهده کنند.

the royal cloakmaker has dressed every monarch for decades.

خیاط پرده‌های پادشاهی در دهه‌ها هر پادشاه را پوشانده است.

i ordered a custom cloak from the local cloakmaker's shop.

من یک پرده سفارشی را از فروشگاه خیاط پرده‌های محلی سفارش دادم.

the ancient cloakmaker's guild still meets in this building.

گuild خیاط پرده‌های باستانی هنوز در این ساختمان جمع می‌شود.

young apprentices train under an experienced cloakmaker.

شاگردان جوان تحت نظر یک خیاط پرده‌های تجربه‌دار تمرین می‌کنند.

the cloakmaker uses traditional techniques passed down through generations.

خیاط پرده‌ها از فنون سنتی که از نسل به نسل منتقل شده‌اند استفاده می‌کند.

this renowned cloakmaker specializes in historical costumes.

این خیاط پرده‌های معروف در لباس‌های تاریخی متخصص است.

the cloakmaker measured the customer carefully for a perfect fit.

خیاط پرده‌ها مشتری را با دقت اندازه‌گیری کرد تا تناسب کاملی داشته باشد.

i visited the cloakmaker's workshop to see the beautiful fabrics.

من به کارگاه خیاط پرده‌ها رفتم تا با بافت‌های زیبای آن آشنا شوم.

the traveling cloakmaker set up a stall at the medieval fair.

خیاط پرده‌های سفرکرده یک فروشگاه در بازار واقعی قرون وسطی تنظیم کرد.

our family has used the same cloakmaker for three generations.

خانواده ما از همان خیاط پرده‌ها در سه نسل استفاده کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید