clockwise

[ایالات متحده]/ˈklɒkwaɪz/
[بریتانیا]/ˈklɑːkwaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در جهتی که عقربه‌های ساعت حرکت می‌کنند
adv. در جهتی که حرکت عقربه‌های ساعت را دنبال می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

clockwise rotation

چرخش ساعتگرد

clockwise direction

جهت ساعتگرد

counter clockwise

جهت خلاف ساعتگرد

جملات نمونه

Please turn the key in a clockwise direction.

لطفاً کلید را در جهت عقربه‌های ساعت بچرخانید.

Turn the lid clockwise if you want to fasten it tightly.

اگر می‌خواهید آن را محکم کنید، درب را در جهت عقربه‌های ساعت بچرخانید.

Clockwise rotation as one faces the light source is "positive,"or dextrorotary;

چرخش در جهت عقربه‌های ساعت همانطور که رو به منبع نور هستید، "مثبت" یا راست‌گرد است.

Tack out the dowel in lower part of handle of the valve, and undraw the agraffe gently. Rotate handle of the valve clockwise to open valve to begin discharging.

میخ را از قسمت پایین دسته شیر خارج کنید و به آرامی گیره را باز کنید. برای باز کردن شیر و شروع تخلیه، دسته شیر را در جهت عقربه‌های ساعت بچرخانید.

Objective: To understand relation between the clockwise horizontal plane T loop in vectorcardiogram (VCG) and myocardial ischemia.

هدف: درک رابطه بین حلقه T افقی در جهت عقربه‌های ساعت در ونتریکولگرام برداری (VCG) و ایسکمی میوکارد.

Please turn the knob clockwise to increase the volume.

لطفاً ولوم را برای افزایش صدا، در جهت عقربه‌های ساعت بچرخانید.

The tornado was spinning clockwise as it moved across the field.

گردباد در حال چرخیدن در جهت عقربه‌های ساعت بود، زیرا از میان زمین عبور می‌کرد.

The dancers moved in a clockwise direction around the stage.

رقص‌كنندگان به صورت چرخشی در جهت عقربه‌های ساعت در اطراف صحنه حرکت کردند.

The teacher asked the students to rotate the wheel clockwise.

معلم از دانش‌آموزان خواست چرخ را در جهت عقربه‌های ساعت بچرخانند.

The screws need to be tightened clockwise to secure the shelf.

برای محکم کردن قفسه، پیچ‌ها باید در جهت عقربه‌های ساعت سفت شوند.

The clock hands move clockwise to indicate the time.

عقربه‌های ساعت برای نشان دادن زمان در جهت عقربه‌های ساعت حرکت می‌کنند.

In most cultures, it is customary to stir tea clockwise.

در بیشتر فرهنگ‌ها، به رسمیت است که چای را در جهت عقربه‌های ساعت هم بزنند.

The helicopter blades rotate clockwise to generate lift.

پره‌های هلیکوپتر در جهت عقربه‌های ساعت می‌چرخند تا نیروی بالابر ایجاد کنند.

To lock the door, turn the key clockwise.

برای قفل کردن در، کلید را در جهت عقربه‌های ساعت بچرخانید.

The athlete twisted his ankle clockwise during the game.

ورزشکار در طول بازی مچ پایش را در جهت عقربه‌های ساعت پیچاند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید