clods

[ایالات متحده]/klɒdz/
[بریتانیا]/klɑdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تکه‌های خاک یا گل؛ احمق‌ها یا احمق‌ها (غیررسمی)

عبارات و ترکیب‌ها

clods of earth

توده های خاک

clods of clay

توده های خاک رس

clods of dirt

توده های خاک كثیف

clods of grass

توده های چمن

clods of soil

توده های خاک

clods of mud

توده های گل

clods of rock

توده های سنگ

clods of snow

توده های برف

clods of turf

توده های چمنزار

clods of sand

توده های شن

جملات نمونه

he threw clods of dirt at the fence.

او تکه‌های خاک را به سمت حصار پرتاب کرد.

the farmer turned the clods over with his plow.

کشاورز با شخم زن خود تکه‌های خاک را زیر و رو کرد.

children played in the field, throwing clods at each other.

کودکان در مزرعه بازی می‌کردند و تکه‌های خاک را به سمت یکدیگر پرتاب می‌کردند.

after the rain, the clods became soft and easy to break.

بعد از باران، تکه‌های خاک نرم و به راحتی قابل شکستن شدند.

the clods of earth were scattered everywhere.

تکه‌های خاک همه جا پراکنده بودند.

he stepped on the clods, making a squelching sound.

او روی تکه‌های خاک پا گذاشت و صدای خیس‌خیس ایجاد کرد.

she carefully avoided the clods while walking.

او در حالی که راه می‌رفت، با دقت از تکه‌های خاک اجتناب می‌کرد.

the storm left clods piled up against the barn.

طوفان باعث شد تکه‌های خاک در کنار دامداری انباشته شوند.

he picked up clods to throw at the target.

او تکه‌های خاک را برای پرتاب به سمت هدف برداشت.

the gardener broke the clods to prepare the soil.

باغبانی تکه‌های خاک را شکست تا خاک را آماده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید