clods of earth
توده های خاک
clods of clay
توده های خاک رس
clods of dirt
توده های خاک كثیف
clods of grass
توده های چمن
clods of soil
توده های خاک
clods of mud
توده های گل
clods of rock
توده های سنگ
clods of snow
توده های برف
clods of turf
توده های چمنزار
clods of sand
توده های شن
he threw clods of dirt at the fence.
او تکههای خاک را به سمت حصار پرتاب کرد.
the farmer turned the clods over with his plow.
کشاورز با شخم زن خود تکههای خاک را زیر و رو کرد.
children played in the field, throwing clods at each other.
کودکان در مزرعه بازی میکردند و تکههای خاک را به سمت یکدیگر پرتاب میکردند.
after the rain, the clods became soft and easy to break.
بعد از باران، تکههای خاک نرم و به راحتی قابل شکستن شدند.
the clods of earth were scattered everywhere.
تکههای خاک همه جا پراکنده بودند.
he stepped on the clods, making a squelching sound.
او روی تکههای خاک پا گذاشت و صدای خیسخیس ایجاد کرد.
she carefully avoided the clods while walking.
او در حالی که راه میرفت، با دقت از تکههای خاک اجتناب میکرد.
the storm left clods piled up against the barn.
طوفان باعث شد تکههای خاک در کنار دامداری انباشته شوند.
he picked up clods to throw at the target.
او تکههای خاک را برای پرتاب به سمت هدف برداشت.
the gardener broke the clods to prepare the soil.
باغبانی تکههای خاک را شکست تا خاک را آماده کند.
clods of earth
توده های خاک
clods of clay
توده های خاک رس
clods of dirt
توده های خاک كثیف
clods of grass
توده های چمن
clods of soil
توده های خاک
clods of mud
توده های گل
clods of rock
توده های سنگ
clods of snow
توده های برف
clods of turf
توده های چمنزار
clods of sand
توده های شن
he threw clods of dirt at the fence.
او تکههای خاک را به سمت حصار پرتاب کرد.
the farmer turned the clods over with his plow.
کشاورز با شخم زن خود تکههای خاک را زیر و رو کرد.
children played in the field, throwing clods at each other.
کودکان در مزرعه بازی میکردند و تکههای خاک را به سمت یکدیگر پرتاب میکردند.
after the rain, the clods became soft and easy to break.
بعد از باران، تکههای خاک نرم و به راحتی قابل شکستن شدند.
the clods of earth were scattered everywhere.
تکههای خاک همه جا پراکنده بودند.
he stepped on the clods, making a squelching sound.
او روی تکههای خاک پا گذاشت و صدای خیسخیس ایجاد کرد.
she carefully avoided the clods while walking.
او در حالی که راه میرفت، با دقت از تکههای خاک اجتناب میکرد.
the storm left clods piled up against the barn.
طوفان باعث شد تکههای خاک در کنار دامداری انباشته شوند.
he picked up clods to throw at the target.
او تکههای خاک را برای پرتاب به سمت هدف برداشت.
the gardener broke the clods to prepare the soil.
باغبانی تکههای خاک را شکست تا خاک را آماده کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید