globs

[ایالات متحده]/ɡlɒbz/
[بریتانیا]/ɡlɑbz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک قطره یا مقدار کمی مایع؛ یک توده یا جرم از یک ماده پلاستیکی

عبارات و ترکیب‌ها

globs of data

توده های داده

globs of paint

توده های رنگ

globs of grease

توده های چربی

globs of mud

توده های گل

globs of foam

توده های فوم

globs of jelly

توده های ژله

globs of sugar

توده های شکر

globs of oil

توده های روغن

globs of slime

توده های لجن

globs of dough

توده های خمیر

جملات نمونه

she found globs of paint on the floor.

او لكه‌های رنگ را روی زمین پیدا کرد.

he scooped up globs of frosting for the cake.

او لكه‌های خامه را برای کیک جمع كرد.

there were globs of mud on his shoes after the hike.

بعد از پیاده‌روی، لكه‌های گل روی كفش‌هایش بود.

the artist used globs of color to create texture.

هنرمند از لكه‌های رنگ برای ایجاد بافت استفاده كرد.

globs of gel were used in the hair styling.

در آرایش مو از لكه‌های ژل استفاده شد.

she noticed globs of lotion on her skin.

او متوجه لكه‌های لوسیون روی پوستش شد.

he accidentally spilled globs of glue on the table.

او به طور تصادفی لكه‌های چسب را روی میز ریخت.

they found globs of jelly in the fridge.

او لكه‌های ژله را در یخچال پیدا کرد.

she applied globs of sunscreen before going out.

او قبل از بیرون رفتن لكه‌های ضد آفتاب را استفاده کرد.

globs of whipped cream topped the dessert.

لكه‌های خامه زده روی دسر قرار داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید