coactions

[ایالات متحده]/ˌkəʊˈækʃən/
[بریتانیا]/ˌkoʊˈækʃən/

ترجمه

n. اقدام یا همکاری اجباری؛ تعامل متقابل در زیست‌شناسی

عبارات و ترکیب‌ها

coaction process

فرآیند همکاری

coaction strategy

استراتژی همکاری

coaction model

مدل همکاری

coaction theory

نظریه همکاری

coaction network

شبکه همکاری

coaction dynamics

پویایی همکاری

coaction framework

چارچوب همکاری

coaction approach

رویکرد همکاری

coaction interaction

تعامل همکاری

coaction effect

اثر همکاری

جملات نمونه

coaction between team members enhances productivity.

همکاری بین اعضای تیم باعث افزایش بهره‌وری می‌شود.

the coaction of different departments is essential for success.

همکاری بین بخش‌های مختلف برای موفقیت ضروری است.

coaction in research can lead to groundbreaking discoveries.

همکاری در تحقیقات می‌تواند منجر به کشف‌های نوآورانه شود.

effective coaction requires clear communication.

همکاری مؤثر نیازمند ارتباطات واضح است.

coaction among stakeholders is vital for project completion.

همکاری بین ذینفعان برای تکمیل پروژه حیاتی است.

they emphasized the importance of coaction in achieving their goals.

آنها بر اهمیت همکاری در دستیابی به اهداف خود تاکید کردند.

coaction can improve problem-solving capabilities.

همکاری می‌تواند توانایی‌های حل مسئله را بهبود بخشد.

successful coaction often leads to innovative solutions.

همکاری موفق اغلب منجر به راه‌حل‌های نوآورانه می‌شود.

coaction among scientists is crucial for advancing knowledge.

همکاری بین دانشمندان برای پیشرفت دانش بسیار مهم است.

they believe that coaction will strengthen their community.

آنها معتقدند که همکاری جامعه آنها را تقویت خواهد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید