coauthor

[ایالات متحده]/ˈkəʊˌɔːθə/
[بریتانیا]/ˈkoʊˌɔːθər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که با دیگری در نوشتن یک کتاب یا مقاله همکاری می‌کند
vt. با دیگری در نوشتن همکاری کردن
Word Forms
جمعcoauthors

عبارات و ترکیب‌ها

coauthor agreement

توافق مشارکت‌کنندگان

coauthor responsibilities

مسئولیت‌های مشارکت‌کننده

coauthor contributions

همکاری‌های مشارکت‌کننده

coauthor network

شبکه مشارکت‌کنندگان

coauthor collaboration

همکاری مشارکت‌کنندگان

coauthor list

لیست مشارکت‌کنندگان

coauthor credit

اعتبار مشارکت‌کننده

coauthor guidelines

دستورالعمل‌های مشارکت‌کننده

coauthor roles

نقش‌های مشارکت‌کننده

جملات نمونه

i am proud to be a coauthor of this research paper.

من به عنوان نویسنده مشترک این مقاله تحقیقاتی افتخار می‌کنم.

she invited me to coauthor a book with her.

او از من خواست تا با او به عنوان نویسنده مشترک یک کتاب بنویسم.

as a coauthor, i contributed several chapters.

من به عنوان نویسنده مشترک، چندین فصل را ارائه کردم.

we need to discuss our roles as coauthors.

ما باید در مورد نقش‌هایمان به عنوان نویسنده مشترک بحث کنیم.

the coauthor agreement was signed last week.

قرارداد نویسندگی مشترک هفته گذشته امضا شد.

he is my coauthor on multiple projects.

او نویسنده مشترک من در چندین پروژه است.

being a coauthor requires collaboration and communication.

نویسنده مشترک بودن مستلزم همکاری و ارتباط است.

they acknowledged me as a coauthor in the publication.

آنها به من به عنوان نویسنده مشترک در نشریه اشاره کردند.

our coauthor submitted the manuscript for review.

نویسنده مشترک ما دست‌نوشت را برای بررسی ارسال کرد.

i learned a lot while working with my coauthor.

من در حالی که با نویسنده مشترک خود کار می‌کردم، چیزهای زیادی یاد گرفتم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید