| جمع | coauthors |
coauthor agreement
توافق مشارکتکنندگان
coauthor responsibilities
مسئولیتهای مشارکتکننده
coauthor contributions
همکاریهای مشارکتکننده
coauthor network
شبکه مشارکتکنندگان
coauthor collaboration
همکاری مشارکتکنندگان
coauthor list
لیست مشارکتکنندگان
coauthor credit
اعتبار مشارکتکننده
coauthor guidelines
دستورالعملهای مشارکتکننده
coauthor roles
نقشهای مشارکتکننده
i am proud to be a coauthor of this research paper.
من به عنوان نویسنده مشترک این مقاله تحقیقاتی افتخار میکنم.
she invited me to coauthor a book with her.
او از من خواست تا با او به عنوان نویسنده مشترک یک کتاب بنویسم.
as a coauthor, i contributed several chapters.
من به عنوان نویسنده مشترک، چندین فصل را ارائه کردم.
we need to discuss our roles as coauthors.
ما باید در مورد نقشهایمان به عنوان نویسنده مشترک بحث کنیم.
the coauthor agreement was signed last week.
قرارداد نویسندگی مشترک هفته گذشته امضا شد.
he is my coauthor on multiple projects.
او نویسنده مشترک من در چندین پروژه است.
being a coauthor requires collaboration and communication.
نویسنده مشترک بودن مستلزم همکاری و ارتباط است.
they acknowledged me as a coauthor in the publication.
آنها به من به عنوان نویسنده مشترک در نشریه اشاره کردند.
our coauthor submitted the manuscript for review.
نویسنده مشترک ما دستنوشت را برای بررسی ارسال کرد.
i learned a lot while working with my coauthor.
من در حالی که با نویسنده مشترک خود کار میکردم، چیزهای زیادی یاد گرفتم.
coauthor agreement
توافق مشارکتکنندگان
coauthor responsibilities
مسئولیتهای مشارکتکننده
coauthor contributions
همکاریهای مشارکتکننده
coauthor network
شبکه مشارکتکنندگان
coauthor collaboration
همکاری مشارکتکنندگان
coauthor list
لیست مشارکتکنندگان
coauthor credit
اعتبار مشارکتکننده
coauthor guidelines
دستورالعملهای مشارکتکننده
coauthor roles
نقشهای مشارکتکننده
i am proud to be a coauthor of this research paper.
من به عنوان نویسنده مشترک این مقاله تحقیقاتی افتخار میکنم.
she invited me to coauthor a book with her.
او از من خواست تا با او به عنوان نویسنده مشترک یک کتاب بنویسم.
as a coauthor, i contributed several chapters.
من به عنوان نویسنده مشترک، چندین فصل را ارائه کردم.
we need to discuss our roles as coauthors.
ما باید در مورد نقشهایمان به عنوان نویسنده مشترک بحث کنیم.
the coauthor agreement was signed last week.
قرارداد نویسندگی مشترک هفته گذشته امضا شد.
he is my coauthor on multiple projects.
او نویسنده مشترک من در چندین پروژه است.
being a coauthor requires collaboration and communication.
نویسنده مشترک بودن مستلزم همکاری و ارتباط است.
they acknowledged me as a coauthor in the publication.
آنها به من به عنوان نویسنده مشترک در نشریه اشاره کردند.
our coauthor submitted the manuscript for review.
نویسنده مشترک ما دستنوشت را برای بررسی ارسال کرد.
i learned a lot while working with my coauthor.
من در حالی که با نویسنده مشترک خود کار میکردم، چیزهای زیادی یاد گرفتم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید