co-writer credit
اعتبار نویسنده همکار
lead co-writer
نویسنده همکار اصلی
be a co-writer
به عنوان نویسنده همکار باشید
co-writer's role
نقش نویسنده همکار
experienced co-writer
نویسنده همکار تجربهدار
find a co-writer
یک نویسنده همکار پیدا کنید
co-writers collaborate
نویسندگان همکار با هم همکاری میکنند
co-writer agreement
قرارداد نویسنده همکار
credited co-writer
نویسنده همکاری که به او اعتبار داده شده است
i'm seeking a co-writer for my novel about space exploration.
من یک هم نویس برای رمانم درباره کاوش فضایی درخواست می کنم.
our co-writer brought a fresh perspective to the script.
هم نویس ما با یک نگاه جدید به نوشتار اضافه کرد.
we're looking for a talented co-writer to collaborate on this project.
ما در حال جستجوی یک هم نویس مهارتمند برای همکاری در این پروژه هستیم.
the co-writer and i spent hours brainstorming ideas.
هم نویس و من ساعاتی برای ایده یافتن وقت گذاشتیم.
having a co-writer can ease the workload significantly.
داشتن یک هم نویس می تواند بار کاری را به طور قابل توجهی کاهش دهد.
we credit our co-writer for the compelling dialogue.
ما گفتگوهای جذاب را به هم نویس ما نسبت می دهیم.
our co-writer suggested a crucial plot twist.
هم نویس ما یک پیچش حیاتی در داستان پیشنهاد داد.
the co-writer's experience in journalism was invaluable.
تجربه هم نویس در گزارشگری ارزشمند بود.
we're grateful to our co-writer for their dedication.
ما از تعهد هم نویس ما سپاسگزار هستیم.
the co-writer and i have a strong working relationship.
هم نویس و من رابطه کاری قوی داریم.
we're actively searching for a reliable co-writer.
ما فعالانه در حال جستجوی یک هم نویس قابل اعتماد هستیم.
our co-writer helped refine the story's structure.
هم نویس ما به بهبود ساختار داستان کمک کرد.
co-writer credit
اعتبار نویسنده همکار
lead co-writer
نویسنده همکار اصلی
be a co-writer
به عنوان نویسنده همکار باشید
co-writer's role
نقش نویسنده همکار
experienced co-writer
نویسنده همکار تجربهدار
find a co-writer
یک نویسنده همکار پیدا کنید
co-writers collaborate
نویسندگان همکار با هم همکاری میکنند
co-writer agreement
قرارداد نویسنده همکار
credited co-writer
نویسنده همکاری که به او اعتبار داده شده است
i'm seeking a co-writer for my novel about space exploration.
من یک هم نویس برای رمانم درباره کاوش فضایی درخواست می کنم.
our co-writer brought a fresh perspective to the script.
هم نویس ما با یک نگاه جدید به نوشتار اضافه کرد.
we're looking for a talented co-writer to collaborate on this project.
ما در حال جستجوی یک هم نویس مهارتمند برای همکاری در این پروژه هستیم.
the co-writer and i spent hours brainstorming ideas.
هم نویس و من ساعاتی برای ایده یافتن وقت گذاشتیم.
having a co-writer can ease the workload significantly.
داشتن یک هم نویس می تواند بار کاری را به طور قابل توجهی کاهش دهد.
we credit our co-writer for the compelling dialogue.
ما گفتگوهای جذاب را به هم نویس ما نسبت می دهیم.
our co-writer suggested a crucial plot twist.
هم نویس ما یک پیچش حیاتی در داستان پیشنهاد داد.
the co-writer's experience in journalism was invaluable.
تجربه هم نویس در گزارشگری ارزشمند بود.
we're grateful to our co-writer for their dedication.
ما از تعهد هم نویس ما سپاسگزار هستیم.
the co-writer and i have a strong working relationship.
هم نویس و من رابطه کاری قوی داریم.
we're actively searching for a reliable co-writer.
ما فعالانه در حال جستجوی یک هم نویس قابل اعتماد هستیم.
our co-writer helped refine the story's structure.
هم نویس ما به بهبود ساختار داستان کمک کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید