cobblerss

[ایالات متحده]/ˈkɒbləz/
[بریتانیا]/ˈkɑːblərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مزخرف؛ زباله؛ جمع کالباس؛ نوعی پای میوه؛ کفاش؛ بیضه‌ها (زبان عامیانه)

عبارات و ترکیب‌ها

cobblers shop

کارگاه کفاش

cobblers tools

ابزار کفاشی

cobblers bench

میز کار کفاش

cobblers wax

موم کفاشی

cobblers leather

چرم کفاشی

cobblers repair

تعمیر کفش

cobblers glue

چسب کفاشی

cobblers craft

هنر کفاشی

cobblers trade

حرفه کفاشی

cobblers skills

مهارت‌های کفاشی

جملات نمونه

he took his shoes to the cobblers for repair.

او کفشش را برای تعمیر به تعمیرکار کفش برد.

the cobblers in town are known for their quality work.

تعمیرکاران کفش در شهر به دلیل کار با کیفیت خود مشهور هستند.

she learned the trade of cobblers from her father.

او تجارت کفش‌سازی را از پدرش یاد گرفت.

many cobblers offer services like shoe shining.

تعمیرکاران کفش خدمات مختلفی مانند واکس زدن کفش ارائه می‌دهند.

after the rain, i noticed my cobblers had worn out.

بعد از باران متوجه شدم کفش‌هایم کهنه شده‌اند.

he often visits the cobblers to get his boots fixed.

او اغلب برای تعمیر چکمه‌هایش به تعمیرکار کفش سر می‌زند.

she appreciates the craftsmanship of local cobblers.

او از مهارت دست تعمیرکاران کفش محلی قدردانی می‌کند.

finding a good cobblers can save you money in the long run.

پیدا کردن یک تعمیرکار کفش خوب می‌تواند در درازمدت در هزینه شما صرفه‌جویی کند.

the cobblers fixed my favorite pair of shoes perfectly.

تعمیرکار کفش، مورد علاقه من را به طور کامل تعمیر کرد.

he recommended a cobblers who specializes in leatherwork.

او یک تعمیرکار کفش را که در زمینه کار با چرم تخصص دارد، توصیه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید