cobnut

[ایالات متحده]/ˈkɒbnʌt/
[بریتانیا]/ˈkɑːbˌnʌt/

ترجمه

n. نوعی فندق اروپایی؛ فندق بزرگ؛ بازی کودکان که شامل فندق است

عبارات و ترکیب‌ها

fresh cobnut

ماده خام تازه

roasted cobnut

کوب‌نوت برشته شده

cobnut tree

درخت كوب‌نوت

cobnut harvest

برداشت كوب‌نوت

cobnut shell

پوست كوب‌نوت

cobnut oil

روغن كوب‌نوت

cobnut flavor

طعم كوب‌نوت

cobnut cake

کیک كوب‌نوت

cobnut butter

كره كوب‌نوت

cobnut snack

میان‌وعده كوب‌نوت

جملات نمونه

the cobnut tree is known for its delicious nuts.

درخت شاهدانه به خاطر دانه‌های خوشمزه‌اش شناخته شده است.

cobnuts can be used in various recipes.

می‌توان از شاهدانه در دستورالعمل‌های مختلف استفاده کرد.

he enjoys snacking on roasted cobnuts.

او از خوردن شاهدانه کبابی لذت می‌برد.

cobnuts are often harvested in the late summer.

شاهدانه اغلب در اواخر تابستان برداشت می‌شود.

she planted a cobnut tree in her garden.

او یک درخت شاهدانه در باغ خود کاشت.

cobnuts are a good source of healthy fats.

شاهدانه منبع خوبی از چربی‌های سالم است.

he learned how to cultivate cobnuts effectively.

او یاد گرفت که چگونه به طور موثر شاهدانه کشت کند.

cobnuts can be eaten raw or cooked.

می‌توان شاهدانه را خام یا پخته مصرف کرد.

she made a delicious cobnut pesto sauce.

او یک سس پستوی خوشمزه با شاهدانه درست کرد.

many people enjoy the taste of cobnuts in desserts.

بسیاری از مردم از طعم شاهدانه در دسرها لذت می‌برند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید