cobwebbed corners
گوشههای پر از تار عنکبوت
cobwebbed attic
ایوان پر از تار عنکبوت
cobwebbed room
اتاق پر از تار عنکبوت
cobwebbed ceiling
سقف پر از تار عنکبوت
cobwebbed shelves
قفسههای پر از تار عنکبوت
cobwebbed furniture
وسایل پرنساب پر از تار عنکبوت
cobwebbed windows
پنجرههای پر از تار عنکبوت
cobwebbed pathways
مسیرهای پر از تار عنکبوت
cobwebbed hallways
راهروهای پر از تار عنکبوت
cobwebbed garden
باغ پر از تار عنکبوت
the old house was cobwebbed and abandoned for years.
خانه قدیمی پر از تار عنکبوت بود و سالها رها شده بود.
she cleared the cobwebbed corners of the attic.
او گوشههای پر از تار عنکبوت زیرشیرآزهها را تمیز کرد.
the cobwebbed chandelier hung silently in the dining room.
چراغ کریستالی پر از تار عنکبوت بیصدا در اتاق غذاخوری آویخته بود.
after years of neglect, the garden became cobwebbed and overgrown.
پس از سالها بیتوجهی، باغ پر از تار عنکبوت و پوشیده از گیاهان هرز شد.
the cobwebbed shelves were filled with forgotten books.
قفسههای پر از تار عنکبوت پر از کتابهای فراموش شده بودند.
he brushed away the cobwebbed memories of his childhood.
او خاطرات کودکی خود را که پر از تار عنکبوت بودند، کنار گذاشت.
the attic was dark and cobwebbed, hiding many secrets.
زیرشیرآزهها تاریک و پر از تار عنکبوت بود و رازهای زیادی را پنهان میکرد.
they discovered a cobwebbed painting in the back of the closet.
آنها یک نقاشی پر از تار عنکبوت را در پشت کمد پیدا کردند.
as she entered the room, she noticed it was cobwebbed and dusty.
همانطور که وارد اتاق شد، متوجه شد که پر از تار عنکبوت و غبار است.
the cobwebbed corners of the room suggested it hadn't been used in ages.
گوشههای پر از تار عنکبوت اتاق نشان میداد که سالهاست از آن استفاده نشده است.
cobwebbed corners
گوشههای پر از تار عنکبوت
cobwebbed attic
ایوان پر از تار عنکبوت
cobwebbed room
اتاق پر از تار عنکبوت
cobwebbed ceiling
سقف پر از تار عنکبوت
cobwebbed shelves
قفسههای پر از تار عنکبوت
cobwebbed furniture
وسایل پرنساب پر از تار عنکبوت
cobwebbed windows
پنجرههای پر از تار عنکبوت
cobwebbed pathways
مسیرهای پر از تار عنکبوت
cobwebbed hallways
راهروهای پر از تار عنکبوت
cobwebbed garden
باغ پر از تار عنکبوت
the old house was cobwebbed and abandoned for years.
خانه قدیمی پر از تار عنکبوت بود و سالها رها شده بود.
she cleared the cobwebbed corners of the attic.
او گوشههای پر از تار عنکبوت زیرشیرآزهها را تمیز کرد.
the cobwebbed chandelier hung silently in the dining room.
چراغ کریستالی پر از تار عنکبوت بیصدا در اتاق غذاخوری آویخته بود.
after years of neglect, the garden became cobwebbed and overgrown.
پس از سالها بیتوجهی، باغ پر از تار عنکبوت و پوشیده از گیاهان هرز شد.
the cobwebbed shelves were filled with forgotten books.
قفسههای پر از تار عنکبوت پر از کتابهای فراموش شده بودند.
he brushed away the cobwebbed memories of his childhood.
او خاطرات کودکی خود را که پر از تار عنکبوت بودند، کنار گذاشت.
the attic was dark and cobwebbed, hiding many secrets.
زیرشیرآزهها تاریک و پر از تار عنکبوت بود و رازهای زیادی را پنهان میکرد.
they discovered a cobwebbed painting in the back of the closet.
آنها یک نقاشی پر از تار عنکبوت را در پشت کمد پیدا کردند.
as she entered the room, she noticed it was cobwebbed and dusty.
همانطور که وارد اتاق شد، متوجه شد که پر از تار عنکبوت و غبار است.
the cobwebbed corners of the room suggested it hadn't been used in ages.
گوشههای پر از تار عنکبوت اتاق نشان میداد که سالهاست از آن استفاده نشده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید