spiderweb

[ایالات متحده]/ˈspaɪdəwɛb/
[بریتانیا]/ˈspaɪdərˌwɛb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وبی که توسط عنکبوت برای شکار طعمه‌اش ساخته شده است

عبارات و ترکیب‌ها

spiderweb design

طراحی تار عنکبوت

spiderweb pattern

الگوی تار عنکبوت

spiderweb silk

ابریشم تار عنکبوت

spiderweb trap

تله تار عنکبوت

spiderweb effect

اثر تار عنکبوت

spiderweb network

شبکه تار عنکبوت

spiderweb structure

ساختار تار عنکبوت

spiderweb art

هنر تار عنکبوت

spiderweb illusion

توهم تار عنکبوت

spiderweb webbing

تارپوش تار عنکبوت

جملات نمونه

the spiderweb glistened with morning dew.

تار عنکبوت در میان نور صبح با شبنم می‌درخشید.

she carefully walked through the spiderweb in the garden.

او با احتیاط از میان تار عنکبوت در باغ عبور کرد.

the artist painted a beautiful spiderweb on the canvas.

هنرمند یک طرح زیبا از تار عنکبوت را روی بوم نقاشی کرد.

he found a spiderweb in the corner of the room.

او یک تار عنکبوت را در گوشه اتاق پیدا کرد.

the spiderweb was strong enough to catch small insects.

تار عنکبوت به اندازه‌ای محکم بود که بتواند حشرات کوچک را به دام بیاندازد.

they used a flashlight to see the spiderweb at night.

آنها از یک چراغ قوه برای دیدن تار عنکبوت در شب استفاده کردند.

the spiderweb resembled delicate lace.

تار عنکبوت شبیه تور نازک بود.

he admired the intricate patterns of the spiderweb.

او به الگوهای پیچیده تار عنکبوت علاقه داشت.

a spiderweb can be a sign of a healthy ecosystem.

تار عنکبوت می‌تواند نشانه‌ای از یک اکوسیستم سالم باشد.

she gently removed the spiderweb from the doorway.

او به آرامی تار عنکبوت را از ورودی برداشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید