cochons

[ایالات متحده]//ˈkɒʃɒ̃//
[بریتانیا]//koʊˈʃoʊnz//

ترجمه

n. جمع cochon؛ خوین یا گوشت خوین؛ جمع Cochon (نام خانوادگی)

جملات نمونه

the cochons dined on slop in the muddy pen.

خوک‌ها در گوگر گل‌گون با غذای کثیف خورده‌اند.

wild cochons rooted for truffles in the forest.

خوک‌های جنگلی برای جستجوی گردو در جنگل زیر زمین حرکت می‌کنند.

the farmer raised several pink cochons for market.

کشاورز چندین خوک صورتی را برای بازار پرورش داد.

he was sweating like a cochon in the heat.

او مانند یک خوک در گرما می‌زد.

the cochons squealed loudly when dinner arrived.

وقتی عصر شام رسید، خوک‌ها با صدای بلند فریاد زدند.

she petted the baby cochons at the county fair.

او در بازاریابی شهر، خوک‌های بچه را لمس کرد.

roast cochon is a traditional holiday dish here.

خوک پеченه‌ای در اینجا یک غذای سنتی تعطیلات است.

don't be a greedy cochon and share your food.

خودت را یک خوک گریزان نکن و غذایت را با دیگران به اشتراک بگذار.

the muddy cochons enjoyed a cool bath.

خوک‌های گل‌گون یک حمام خنک را لذت بردند.

flying cochons might appear before he apologizes.

قبل از اینکه او عذرخواهی کند، خوک‌های پروازی ممکن است ظاهر شوند.

the mother cochon nursed her piglets in the barn.

خوک مادر در بره‌گاه بچه‌هایش را شیر می‌دهد.

these cochons are bred for their high quality meat.

این خوک‌ها برای گوشت با کیفیت بالا پرورش داده می‌شوند.

a herd of wild cochons destroyed the garden.

گله‌ای از خوک‌های جنگلی گیاهان را نابود کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید