la cocina
آشپزخانه
mi cocina
آشپزخانه من
en la cocina
در آشپزخانه
cocina style
سبک آشپزخانه
cocina italiana
آشپزخانه ایتالیایی
small cocina
آشپزخانه کوچک
modern cocina
آشپزخانه مدرن
cocina food
غذاهای آشپزخانه
the cocina
آشپزخانه
cocina restaurant
رستوران آشپزخانه
the cocina smelled of fresh herbs and spices.
آشپزخانه با عطر گیاهان و ادویههای تازه پر شده بود.
she learned to cook in her grandmother's cocina.
او یاد گرفت که در آشپزخانه دوستش، آشپزی کند.
the traditional cocina had a clay stove.
آشپزخانه سنتی دارای یک شومیز گچی بود.
modern cocina designs include islands and open shelves.
طراحیهای مدرن آشپزخانه شامل جزیرهها و رفهای باز هستند.
mexican cocina culture emphasizes family meals.
فرهنگ آشپزخانه مکزیکی بر غذاهای خانوادگی تاکید دارد.
the restaurant's cocina operates from early morning.
آشپزخانه رستوران از صبح زود کار میکند.
cocina equipment varies by cooking style.
تجهیزات آشپزخانه بستگی به سبک پخت دارد.
they renovated the cocina last summer.
آنها آشپزخانه را در تابستان گذشته بازسازی کردند.
a small cocina can still be functional.
یک آشپزخانه کوچک همچنان میتواند عملکردی داشته باشد.
the cocina window overlooks the garden.
پنجره آشپزخانه روی گلستان نظاره میکند.
cocina floors are often tiled for easy cleaning.
زیربناهای آشپزخانه معمولاً با کاشی پوشانده میشوند تا تمیز کردن آن راحتتر باشد.
she organized the cocina cabinets by category.
او کابینتهای آشپزخانه را بر اساس دستهبندی سازماندهی کرد.
la cocina
آشپزخانه
mi cocina
آشپزخانه من
en la cocina
در آشپزخانه
cocina style
سبک آشپزخانه
cocina italiana
آشپزخانه ایتالیایی
small cocina
آشپزخانه کوچک
modern cocina
آشپزخانه مدرن
cocina food
غذاهای آشپزخانه
the cocina
آشپزخانه
cocina restaurant
رستوران آشپزخانه
the cocina smelled of fresh herbs and spices.
آشپزخانه با عطر گیاهان و ادویههای تازه پر شده بود.
she learned to cook in her grandmother's cocina.
او یاد گرفت که در آشپزخانه دوستش، آشپزی کند.
the traditional cocina had a clay stove.
آشپزخانه سنتی دارای یک شومیز گچی بود.
modern cocina designs include islands and open shelves.
طراحیهای مدرن آشپزخانه شامل جزیرهها و رفهای باز هستند.
mexican cocina culture emphasizes family meals.
فرهنگ آشپزخانه مکزیکی بر غذاهای خانوادگی تاکید دارد.
the restaurant's cocina operates from early morning.
آشپزخانه رستوران از صبح زود کار میکند.
cocina equipment varies by cooking style.
تجهیزات آشپزخانه بستگی به سبک پخت دارد.
they renovated the cocina last summer.
آنها آشپزخانه را در تابستان گذشته بازسازی کردند.
a small cocina can still be functional.
یک آشپزخانه کوچک همچنان میتواند عملکردی داشته باشد.
the cocina window overlooks the garden.
پنجره آشپزخانه روی گلستان نظاره میکند.
cocina floors are often tiled for easy cleaning.
زیربناهای آشپزخانه معمولاً با کاشی پوشانده میشوند تا تمیز کردن آن راحتتر باشد.
she organized the cocina cabinets by category.
او کابینتهای آشپزخانه را بر اساس دستهبندی سازماندهی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید