cockling

[ایالات متحده]/ˈkɒklɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɑːklɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل جمع آوری کلاگ‌ها (نوعی صدف)
v. جمع آوری یا گردآوری کلاگ‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

cockling around

چرخش در اطراف

cockling up

بالا رفتن

cockling off

خاموش کردن

cockling back

بازگشت

cockling out

بیرون رفتن

cockling in

وارد شدن

cockling style

سبک موج‌دار

cockling motion

حرکت موج‌دار

cockling shell

پوسته موج‌دار

cockling behavior

رفتار موج‌دار

جملات نمونه

she loves cockling on the beach during summer.

او عاشق جمع آوری صدف در ساحل در طول تابستان است.

cockling is a popular activity for families at the shore.

جمع آوری صدف یک فعالیت محبوب برای خانواده ها در ساحل است.

we spent the afternoon cockling in the tidal pools.

ما بعد از ظهر را در حوضچه های جزر و مدی جمع آوری صدف گذراندیم.

cockling can be a relaxing way to connect with nature.

جمع آوری صدف می تواند راهی آرامش بخش برای ارتباط با طبیعت باشد.

children often enjoy cockling during beach outings.

کودکان اغلب از جمع آوری صدف در طول سفر به ساحل لذت می برند.

cockling at low tide reveals many hidden treasures.

جمع آوری صدف در زمان جزر دریا، بسیاری از گنج های پنهان را آشکار می کند.

she found a beautiful shell while cockling.

او در حالی که صدف جمع می کرد، یک صدف زیبا پیدا کرد.

cockling can be a fun educational experience for kids.

جمع آوری صدف می تواند یک تجربه آموزشی سرگرم کننده برای بچه ها باشد.

many people enjoy cockling as a leisurely pastime.

بسیاری از مردم از جمع آوری صدف به عنوان یک سرگرمی آرام لذت می برند.

they organized a cockling trip for the weekend.

آنها یک سفر جمع آوری صدف برای آخر هفته ترتیب دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید