leveling

[ایالات متحده]/ˈlɛvəlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈlɛvəlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرایند هموار یا صاف کردن چیزی؛ عمل تنظیم یا کالیبراسیون

عبارات و ترکیب‌ها

leveling up

ارتقا سطح

leveling ground

زمین تراز

leveling tool

ابزار تراز

leveling system

سیستم تراز

leveling process

فرآیند تراز

leveling technique

تکنیک تراز

leveling method

روش تراز

leveling equipment

تجهیزات تراز

leveling surface

سطح تراز

leveling adjustment

تنظیم تراز

جملات نمونه

leveling the ground is essential for construction.

تسطیح زمین برای ساخت و ساز ضروری است.

she is leveling up her skills in graphic design.

او در حال ارتقای مهارت های خود در طراحی گرافیک است.

they are leveling the playing field for all competitors.

آنها زمینه را برای همه رقبا یکسان می کنند.

leveling the walls ensures a stable structure.

تسطیح دیوارها تضمین ساختاری پایدار است.

the game involves leveling up to unlock new features.

بازی شامل ارتقا برای باز کردن ویژگی های جدید است.

he is leveling his voice to match the music.

او صدای خود را با موسیقی هماهنگ می کند.

leveling your expectations can lead to greater satisfaction.

تنظیم انتظارات شما می تواند منجر به رضایت بیشتر شود.

they focused on leveling the soil before planting.

آنها قبل از کاشتن روی تسطیح خاک تمرکز کردند.

leveling the furniture helps to prevent tipping.

تسطیح مبلمان به جلوگیری از واژگونی کمک می کند.

she enjoys leveling up her character in the game.

او از ارتقای شخصیت خود در بازی لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید