cocooned

[ایالات متحده]/kəˈkuːnd/
[بریتانیا]/kəˈkun(d)/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته‌ی نقشی cocoon

عبارات و ترکیب‌ها

cocooned in comfort

در آغوش راحتی

cocooned from stress

دور از استرس

cocooned by nature

در آغوش طبیعت

cocooned in silence

در سکوت

cocooned in warmth

در گرما

cocooned in love

در آغوش عشق

cocooned in safety

در امنیت

cocooned in dreams

در خواب

cocooned in solitude

در تنهایی

cocooned in peace

در صلح

جملات نمونه

she felt cocooned in the warmth of her blanket.

او احساس می‌کرد در گرماي پتویش محافظت شده است.

the children were cocooned in their sleeping bags during the camping trip.

در طول سفر کمپینگ، بچه‌ها در کیسه‌های خواب خود محافظت شده بودند.

he cocooned himself in his work to avoid distractions.

او برای جلوگیری از حواس‌پرتی، خود را در کارش پنهان کرد.

during the winter, she felt cocooned in her cozy home.

در طول زمستان، او احساس می‌کرد در خانه دنج خود محافظت شده است.

the cat was happily cocooned in the sunbeam.

گربه با خوشحالی در معرض تابش خورشید محافظت شده بود.

he loved to be cocooned in the silence of the library.

او عاشق محافظت شدن در سکوت کتابخانه بود.

she cocooned herself in her thoughts during the long journey.

او در طول سفر طولانی، خود را در افکارش پنهان کرد.

after a long day, he enjoyed being cocooned in his favorite chair.

بعد از یک روز طولانی، او از محافظت شدن در صندلی مورد علاقه‌اش لذت برد.

the artist felt cocooned in creativity while painting.

هنرمند در حین نقاشی احساس می‌کرد در خلاقیت محافظت شده است.

she cocooned her baby in a soft blanket.

او نوزاد خود را در یک پتو نرم محافظت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید