coequality

[ایالات متحده]/ˌkəʊɪˈkwɒlɪti/
[بریتانیا]/ˌkoʊɪˈkwɑːlɪti/

ترجمه

n. وضعیت برابری در حقوق یا مقام؛ حقوق یا مقام برابر

عبارات و ترکیب‌ها

social coequality

برابری اجتماعی

economic coequality

برابری اقتصادی

political coequality

برابری سیاسی

gender coequality

برابری جنسیتی

racial coequality

برابری نژادی

coequality principle

اصل برابری

coequality rights

حقوق برابری

coequality movement

جنبش برابری

coequality framework

چارچوب برابری

coequality standards

استانداردهای برابری

جملات نمونه

coequality among all individuals is essential for a just society.

برابری در میان همه افراد برای یک جامعه عادلانه ضروری است.

the principle of coequality is fundamental in democratic systems.

اصل برابری در سیستم‌های دموکراتیک بنیادی است.

promoting coequality can lead to greater social harmony.

ترویج برابری می‌تواند منجر به هماهنگی اجتماعی بیشتر شود.

coequality in the workplace fosters collaboration and innovation.

برابری در محیط کار، همکاری و نوآوری را تقویت می‌کند.

education is a key factor in achieving coequality.

آموزش یک عامل کلیدی در دستیابی به برابری است.

the organization's mission emphasizes coequality among members.

ماموریت سازمان بر برابری بین اعضا تاکید دارد.

coequality should be reflected in all aspects of governance.

برابری باید در همه جنبه‌های حکومت منعکس شود.

they advocate for coequality in access to healthcare services.

آنها از برابری در دسترسی به خدمات بهداشتی حمایت می‌کنند.

coequality is vital for the protection of human rights.

برابری برای حمایت از حقوق بشر حیاتی است.

the conference focused on strategies to promote coequality globally.

کنفرانس بر روی استراتژی‌هایی برای ترویج برابری در سطح جهانی تمرکز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید