coeval

[ایالات متحده]/kəʊˈiːvəl/
[بریتانیا]/koʊˈiːvəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. همسن یا هم‌عصر
n. شخص یا چیزی همسن یا هم‌عصر

عبارات و ترکیب‌ها

coeval species

گونه‌های همزمان

coeval cultures

فرهنگ‌های همزمان

coeval generations

نسل‌های همزمان

coeval rocks

صخره‌های همزمان

coeval civilizations

تمدن‌های همزمان

coeval fossils

فسیل‌های همزمان

coeval events

رویدادهای همزمان

coeval artists

هنرمندان همزمان

coeval phenomena

پدیده‌های همزمان

coeval studies

مطالعات همزمان

جملات نمونه

these two species are coeval, having evolved alongside each other.

این دو گونه همزمان بودند و در کنار یکدیگر تکامل یافته‌اند.

the coeval civilizations developed unique cultures.

تمدن‌های همزمان، فرهنگ‌های منحصر به فردی را توسعه دادند.

she discovered coeval artifacts from different regions.

او مصنوعات همزمان را از مناطق مختلف کشف کرد.

his coeval peers often influenced his artistic style.

همسالان او اغلب بر سبک هنری او تأثیر می‌گذاشتند.

they studied the coeval geological formations.

آنها ساختارهای زمین‌شناسی همزمان را مطالعه کردند.

the museum showcases coeval pieces from various cultures.

موزه آثار همزمان را از فرهنگ‌های مختلف به نمایش می‌گذارد.

the two authors were coeval, yet had very different perspectives.

دو نویسنده همزمان بودند، اما دیدگاه‌های بسیار متفاوتی داشتند.

her research focuses on coeval historical events.

تحقیقات او بر روی رویدادهای تاریخی همزمان متمرکز است.

they found coeval fossils in the excavation site.

آنها بقایای فسیلی همزمان را در محل حفاری کشف کردند.

coexisting coeval species can show fascinating interactions.

گونه‌های همزمان که با هم زندگی می‌کنند می‌توانند تعاملات جالبی نشان دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید