coeval species
گونههای همزمان
coeval cultures
فرهنگهای همزمان
coeval generations
نسلهای همزمان
coeval rocks
صخرههای همزمان
coeval civilizations
تمدنهای همزمان
coeval fossils
فسیلهای همزمان
coeval events
رویدادهای همزمان
coeval artists
هنرمندان همزمان
coeval phenomena
پدیدههای همزمان
coeval studies
مطالعات همزمان
these two species are coeval, having evolved alongside each other.
این دو گونه همزمان بودند و در کنار یکدیگر تکامل یافتهاند.
the coeval civilizations developed unique cultures.
تمدنهای همزمان، فرهنگهای منحصر به فردی را توسعه دادند.
she discovered coeval artifacts from different regions.
او مصنوعات همزمان را از مناطق مختلف کشف کرد.
his coeval peers often influenced his artistic style.
همسالان او اغلب بر سبک هنری او تأثیر میگذاشتند.
they studied the coeval geological formations.
آنها ساختارهای زمینشناسی همزمان را مطالعه کردند.
the museum showcases coeval pieces from various cultures.
موزه آثار همزمان را از فرهنگهای مختلف به نمایش میگذارد.
the two authors were coeval, yet had very different perspectives.
دو نویسنده همزمان بودند، اما دیدگاههای بسیار متفاوتی داشتند.
her research focuses on coeval historical events.
تحقیقات او بر روی رویدادهای تاریخی همزمان متمرکز است.
they found coeval fossils in the excavation site.
آنها بقایای فسیلی همزمان را در محل حفاری کشف کردند.
coexisting coeval species can show fascinating interactions.
گونههای همزمان که با هم زندگی میکنند میتوانند تعاملات جالبی نشان دهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید