hair coif
آرایش مو
coif accessories
لوازم جانبی آرایش مو
bridal coif
آرایش موی عروس
Must coif St.Catherine's hair!
باید موهای سنت کاترین را مرتب کنم!
3. Don't coif before you workout.
3. قبل از ورزش مرتب نکنید.
She went to the salon to get a new coif.
او برای دریافت یک مدل موی جدید به آرایشگاه رفت.
The actress sported a glamorous coif on the red carpet.
بازیگر با مدل موی جذاب در فرش قرمز ظاهر شد.
He asked the stylist to coif his hair for the event.
او از آرایشگر خواست که موهایش را برای این رویداد مرتب کند.
Her coif was styled in a classic updo.
مدل موی او به صورت یک مدل بافت کلاسیک طراحی شده بود.
The bride had a delicate coif adorned with flowers.
عروس با مدل موی ظریف تزئین شده با گل ها ظاهر شد.
The fashion show featured models with avant-garde coifs.
نمایش مد شامل مدلهایی با مدلهای موی پیشرو بود.
He prefers a simple coif that is easy to maintain.
او ترجیح میدهد یک مدل موی ساده که نگهداری آن آسان است.
The barber used a variety of tools to coif the customer's hair.
آرایشگر از ابزارهای مختلف برای مرتب کردن موهای مشتری استفاده کرد.
She decided to coif her hair into a sleek bob.
او تصمیم گرفت موهایش را به یک باب صاف مرتب کند.
The singer's coif became a trend among fans.
مدل موی خواننده به یک روند محبوب در میان طرفداران تبدیل شد.
hair coif
آرایش مو
coif accessories
لوازم جانبی آرایش مو
bridal coif
آرایش موی عروس
Must coif St.Catherine's hair!
باید موهای سنت کاترین را مرتب کنم!
3. Don't coif before you workout.
3. قبل از ورزش مرتب نکنید.
She went to the salon to get a new coif.
او برای دریافت یک مدل موی جدید به آرایشگاه رفت.
The actress sported a glamorous coif on the red carpet.
بازیگر با مدل موی جذاب در فرش قرمز ظاهر شد.
He asked the stylist to coif his hair for the event.
او از آرایشگر خواست که موهایش را برای این رویداد مرتب کند.
Her coif was styled in a classic updo.
مدل موی او به صورت یک مدل بافت کلاسیک طراحی شده بود.
The bride had a delicate coif adorned with flowers.
عروس با مدل موی ظریف تزئین شده با گل ها ظاهر شد.
The fashion show featured models with avant-garde coifs.
نمایش مد شامل مدلهایی با مدلهای موی پیشرو بود.
He prefers a simple coif that is easy to maintain.
او ترجیح میدهد یک مدل موی ساده که نگهداری آن آسان است.
The barber used a variety of tools to coif the customer's hair.
آرایشگر از ابزارهای مختلف برای مرتب کردن موهای مشتری استفاده کرد.
She decided to coif her hair into a sleek bob.
او تصمیم گرفت موهایش را به یک باب صاف مرتب کند.
The singer's coif became a trend among fans.
مدل موی خواننده به یک روند محبوب در میان طرفداران تبدیل شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید