compete

[ایالات متحده]/kəmˈpiːt/
[بریتانیا]/kəmˈpiːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. در یک مسابقه شرکت کردن؛ رقیب بودن یا برابر بودن با.

جملات نمونه

to compete with foreign businesses

رقابت با کسب و کارهای خارجی

to compete with others for a prize

رقابت با دیگران برای یک جایزه

Five children competed in the race.

پنج کودک در مسابقه شرکت کردند.

It is difficult for a small grocery store to compete with a supermarket.

برای یک سوپرمارکت، برای یک مغازه خواربار کوچک رقابت کردن دشوار است.

They competed for a pretty girl.

آنها برای یک دختر زیبا رقابت کردند.

The price must be right in order to compete internationally.

برای رقابت بین المللی قیمت باید مناسب باشد.

librarians are scrambling for ways to compete with the boob tube.

کتابداران در تلاشند تا راهی برای رقابت با تلویزیون پیدا کنند.

he competed with a number of other candidates.

او با تعدادی از نامزدها رقابت کرد.

the market was thrown open to any supplier to compete for contracts.

بازار برای هر تامین کننده‌ای باز شد تا برای قراردادها رقابت کند.

compete with other countries for world market

رقابت با سایر کشورها برای بازار جهانی

Local hardware stores can't compete with discount outlets.

مغازه‌های سخت‌افزار محلی نمی‌توانند با فروشگاه‌های تخفیف رقابت کنند.

These products are of high quality and able to compete internationally.

این محصولات از کیفیت بالایی برخوردارند و قادر به رقابت بین‌المللی هستند.

These young men competed for the gold medal.

این جوانان برای مدال طلا رقابت کردند.

She competed with her rival for a prize.

او با رقیب خود برای یک جایزه رقابت کرد.

The candidates competed for the union's endorsement.

نامزدها برای تایید اتحادیه رقابت کردند.

These synthetic progestins will compete with progesterone receptor binding sites and compete with progesterone rendering progesterone useless.

این پروژسترون‌های مصنوعی با مکان‌های اتصال گیرنده پروژسترون رقابت خواهند کرد و پروژسترون را بی‌اثر می‌کنند.

I felt I had been privileged to compete in such a race.

من احساس کردم که داشتن این امتیاز برای شرکت در چنین مسابقه‌ای امتیاز خوبی است.

Some 1000 athletes competed in 20 events.

حدود 1000 ورزشکار در 20 مسابقه شرکت کردند.

نمونه‌های واقعی

My lady. I saw you competing today.

خانم، من شما را امروز در حال رقابت دیدم.

منبع: The Legend of Merlin

Humans, who are limited by slow biological revolution, couldn't compete, and would be superseded.

انسان‌ها که به دلیل انقلاب بیولوژیکی کند محدود شده‌اند، نمی‌توانستند رقابت کنند و جایگزین می‌شدند.

منبع: BBC Listening December 2014 Collection

And how are you competing against them?

و چطور با آن‌ها رقابت می‌کنید؟

منبع: Two or three things about technology

But now they can barely compete without them.

اما اکنون آن‌ها بدون آن‌ها به سختی می‌توانند رقابت کنند.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

But that Christmassy smell can’t compete with convenience.

اما آن بوی کریسمس نمی‌تواند با راحتی رقابت کند.

منبع: VOA Video Highlights

The plant is expected to be competed in 2016.

پیش‌بینی می‌شود این نیروگاه در سال 2016 به بهره‌برداری برسد.

منبع: CNN Listening Collection June 2014

The athletes have to work hard before they compete.

ورزشکاران باید قبل از رقابت سخت تلاش کنند.

منبع: Airborne English Classroom: Beginner's Edition - Everyone Speaks English

Twelve cars will be competing in this 40-lap race.

در این مسابقه 40 دور، دوازده خودرو در حال رقابت خواهند بود.

منبع: Go blank axis version

I didn't think so many people would be competing.

من فکر نمی‌کردم اینقدر افراد رقابت کنند.

منبع: We Bare Bears

And that is the bar that we have to compete with.

و این معیاری است که ما باید با آن رقابت کنیم.

منبع: Stanford Open Course: How to Communicate Effectively

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید