collaring

[ایالات متحده]/ˈkɒlərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɑːlərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل قرار دادن یقه بر روی چیزی؛ یقه‌ای که در ساخت و ساز یا ماشین‌آلات استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

collaring technique

تکنیک بستن گردن

collaring method

روش بستن گردن

collaring system

سیستم بستن گردن

collaring device

دستگاه بستن گردن

collaring procedure

روش کار بستن گردن

collaring process

فرآیند بستن گردن

collaring strategy

استراتژی بستن گردن

collaring tool

ابزار بستن گردن

collaring practice

تمرین بستن گردن

collaring solution

راه حل بستن گردن

جملات نمونه

collaring a dog can help keep it safe during walks.

بستن قلاده به سگ می‌تواند به حفظ ایمنی آن در هنگام پیاده‌روی کمک کند.

the police are responsible for collaring suspects.

پلیس مسئول دستگیری مظنونین است.

she is collared in a beautiful blue dress for the event.

او در یک لباس آبی زیبا برای این رویداد لباس دارد.

collaring your cat can prevent it from running away.

بستن قلاده به گربه شما می‌تواند از فرار آن جلوگیری کند.

the teacher was collared by a student for help.

معلم برای کمک توسط یک دانش آموز دستگیر شد.

he was collared by security for suspicious behavior.

او به دلیل رفتار مشکوک توسط امنیت دستگیر شد.

collaring the issue early can save time later.

رسیدگی به موضوع در مراحل اولیه می‌تواند در آینده در زمان صرفه‌جویی کند.

she enjoys collaring new fashion trends.

او از دنبال کردن مد های جدید لذت می برد.

collaring the right opportunities is essential for success.

به دست آوردن فرصت های مناسب برای موفقیت ضروری است.

he was seen collared in a heated debate.

او را در حال بحث داغ دیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید