collaring technique
تکنیک بستن گردن
collaring method
روش بستن گردن
collaring system
سیستم بستن گردن
collaring device
دستگاه بستن گردن
collaring procedure
روش کار بستن گردن
collaring process
فرآیند بستن گردن
collaring strategy
استراتژی بستن گردن
collaring tool
ابزار بستن گردن
collaring practice
تمرین بستن گردن
collaring solution
راه حل بستن گردن
collaring a dog can help keep it safe during walks.
بستن قلاده به سگ میتواند به حفظ ایمنی آن در هنگام پیادهروی کمک کند.
the police are responsible for collaring suspects.
پلیس مسئول دستگیری مظنونین است.
she is collared in a beautiful blue dress for the event.
او در یک لباس آبی زیبا برای این رویداد لباس دارد.
collaring your cat can prevent it from running away.
بستن قلاده به گربه شما میتواند از فرار آن جلوگیری کند.
the teacher was collared by a student for help.
معلم برای کمک توسط یک دانش آموز دستگیر شد.
he was collared by security for suspicious behavior.
او به دلیل رفتار مشکوک توسط امنیت دستگیر شد.
collaring the issue early can save time later.
رسیدگی به موضوع در مراحل اولیه میتواند در آینده در زمان صرفهجویی کند.
she enjoys collaring new fashion trends.
او از دنبال کردن مد های جدید لذت می برد.
collaring the right opportunities is essential for success.
به دست آوردن فرصت های مناسب برای موفقیت ضروری است.
he was seen collared in a heated debate.
او را در حال بحث داغ دیدند.
collaring technique
تکنیک بستن گردن
collaring method
روش بستن گردن
collaring system
سیستم بستن گردن
collaring device
دستگاه بستن گردن
collaring procedure
روش کار بستن گردن
collaring process
فرآیند بستن گردن
collaring strategy
استراتژی بستن گردن
collaring tool
ابزار بستن گردن
collaring practice
تمرین بستن گردن
collaring solution
راه حل بستن گردن
collaring a dog can help keep it safe during walks.
بستن قلاده به سگ میتواند به حفظ ایمنی آن در هنگام پیادهروی کمک کند.
the police are responsible for collaring suspects.
پلیس مسئول دستگیری مظنونین است.
she is collared in a beautiful blue dress for the event.
او در یک لباس آبی زیبا برای این رویداد لباس دارد.
collaring your cat can prevent it from running away.
بستن قلاده به گربه شما میتواند از فرار آن جلوگیری کند.
the teacher was collared by a student for help.
معلم برای کمک توسط یک دانش آموز دستگیر شد.
he was collared by security for suspicious behavior.
او به دلیل رفتار مشکوک توسط امنیت دستگیر شد.
collaring the issue early can save time later.
رسیدگی به موضوع در مراحل اولیه میتواند در آینده در زمان صرفهجویی کند.
she enjoys collaring new fashion trends.
او از دنبال کردن مد های جدید لذت می برد.
collaring the right opportunities is essential for success.
به دست آوردن فرصت های مناسب برای موفقیت ضروری است.
he was seen collared in a heated debate.
او را در حال بحث داغ دیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید